mushrooming

[ایالات متحده]/'mʌʃrumiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشد سریع یا تکثیر
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmushrooming

جملات نمونه

The city's population is mushrooming due to rapid urbanization.

جمعیت شهر به دلیل شهرنشینی سریع در حال افزایش است.

Online shopping is mushrooming in popularity among young people.

خرید آنلاین به طور فزاینده‌ای در بین جوانان محبوبیت پیدا می‌کند.

Start-up companies are mushrooming in the tech industry.

شرکت‌های نوپا به طور فزاینده‌ای در صنعت فناوری در حال ظهور هستند.

The number of tourists visiting the island is mushrooming every year.

تعداد گردشگرانی که هر سال از جزیره بازدید می‌کنند، در حال افزایش است.

Mushrooming real estate development is causing concerns about overpopulation in the area.

توسعه املاک و مستغلات در حال گسترش، نگرانی‌هایی در مورد افزایش جمعیت در این منطقه ایجاد کرده است.

The company's profits are mushrooming thanks to a successful marketing campaign.

به لطف یک کمپین بازاریابی موفق، سود شرکت به طور چشمگیری افزایش یافته است.

Mushrooming social media platforms are changing the way we communicate.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی در حال گسترش، روش ارتباط ما را تغییر می‌دهند.

The trend of remote work is mushrooming in response to the global pandemic.

روند کار از راه دور به دلیل همه‌گیری جهانی در حال گسترش است.

Mushrooming environmental awareness is leading to more sustainable practices.

آگاهی فزاینده زیست‌محیطی منجر به استفاده از شیوه‌های پایدارتر می‌شود.

The mushrooming of fast-food chains has changed the dining habits of many people.

گسترش رستوران‌های فست فود، عادات غذایی بسیاری از افراد را تغییر داده است.

نمونه‌های واقعی

Am I as small as a mushroom, or is the mushroom as tall as me?

آیا من به اندازه یک قارچ کوچک هستم یا قارچ به اندازه من بلند است؟

منبع: Drama: Alice in Wonderland

He uses a mushroom as an umbrella.

او از قارچ به عنوان چتر استفاده می کند.

منبع: Modern Family - Season 07

Those are all mushrooms, if you will.

اگر بخواهید، همه اینها قارچ هستند.

منبع: Connection Magazine

Let's get some little mushrooms in there.

بیایید چند قارچ کوچک آنجا بگذاریم.

منبع: Gourmet Base

But how about ditching the mushrooms in your veggie lasagna?

اما چه حسی دارد قارچ ها را از لازانیا سبزیجات خود حذف کنید؟

منبع: Popular Science Essays

The company grows the mushrooms and then harvests the leather.

شرکت قارچ ها را پرورش می دهد و سپس چرم را برداشت می کند.

منبع: VOA Special English: World

Now, one of the fastest growing things in nature is the mushroom.

اکنون، یکی از سریعترین رشدها در طبیعت قارچ است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Order whatever pizza you want, I'll just pick the mushrooms off!

هر پیتزایی که می خواهید سفارش دهید، من فقط قارچ ها را بردارم!

منبع: Emma's delicious English

There was nobody in like a 60 mile radius growing any mushrooms.

هیچ کس در شعاع 60 مایل قارچ پرورش نمی داد.

منبع: VOA Standard English_Americas

On the shore of this ocean, there was a forest and huge mushrooms.

در ساحل این اقیانوس، جنگلی و قارچ های بزرگی وجود داشت.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Compulsory 4)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید