mussel

[ایالات متحده]/'mʌsəl/
[بریتانیا]/'mʌsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدف
Word Forms
جمعmussels

عبارات و ترکیب‌ها

steamed mussels

صدف‌های بخارپز

mussel soup

سوپ صدف

جملات نمونه

the Conwy mussel beds.

تختگاه صدف حلزونی کانوی

the mussels encrust navigation buoys.

خرچنگ‌ها غلاف‌گذاری روی بویه های ناوبری.

add the mussels and leave them to steam.

صدف‌ها را اضافه کنید و اجازه دهید بخار شوند.

spaghetti marinara; mussels marinara.

اسپاگتی مارینارا؛ صدف مارینارا.

the mussels overgrow and smother whatever is underneath.

صدف‌ها بیش از حد رشد می‌کنند و هر چیزی که زیر آن‌هاست را خفه می‌کنند.

Morphologies of glochidium and juvenile mussel were studied during parasitic metamorphosis development of Anodonta woodiana pacifica.

شکل‌ظاهری glochidium و خرچنگ دریایی جوان در طول توسعه метаморфоза انگل‌زا Anodonta woodiana pacifica مورد مطالعه قرار گرفت.

Serving &Food Match Suggestion: Essentially a fine-food wine, with caviar, snails, carpaccio, paté, crayfish (Cape rock lobster), prawns, langoustine, mussels, perlemoen (abalone) and creamy cheese.

پیشنهاد تطبیق غذا و نوشیدنی: اساساً یک شراب خوب با غذا، با کویار، حلزون، کارپاچیو، پاته، خرچنگ (میگو صخره کیپ)، میگو، لانگوستین، صدف، پرلمون (آب‌نبات) و پنیر خامه‌ای.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید