clam

[ایالات متحده]/klæm/
[بریتانیا]/klæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم‌تن دوکپه‌ای با پوسته سخت
vi. برای صدف‌ها حفر کردن (در ساحل)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردclams
جمعclams
زمان گذشتهclammed
صفت یا فعل حال استمراریclamming
قسمت سوم فعلclammed

عبارات و ترکیب‌ها

steamed clams

سیب‌زمینی بخارپز

clam chowder

سوپ صدف

clam bake

پخت صدف

clam digging

حفر صدف

جملات نمونه

Quahog clams are known for their longevity.

خزه ها به دلیل طول عمر زیادشان مشهور هستند.

1。He is a clam about his clambake.

1. او در مورد مهمانی صدف هایش خونسرد است.

a clam bed; an oyster bed.

تخت صدف؛ بستر صدف.

Grandpa’s as happy as a clam helping the children to fly their kites.

پدربزرگ به اندازه یک صدف از کمک به کودکان برای پرواز هواپیماهایشان خوشحال است.

small quahog larger than a littleneck; eaten raw or cooked as in e.g. clams casino.

خزه کوچک بزرگتر از یک صدف کوچک؛ به صورت خام یا پخته مانند مثلاً صدف کازینو.

Buy fresh abalone, razor clam or geoduck, etc. can be hand nudged, select the living will be changed.

خرید آب‌نوس تازه، صدف تیغ‌دار یا جودوک و غیره. می‌توان آن‌ها را با دست هل داد، انتخاب زنده تغییر خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید