mustiness

[ایالات متحده]/ˈmʌstɪnəs/
[بریتانیا]/ˈmʌstɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت کپک‌زده یا کهنه بودن؛ وضعیت کپک‌زده یا مرطوب بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mustiness smell

بوی نم

mustiness issue

مشکل نم

mustiness problem

مشکل نم

mustiness removal

حذف نم

mustiness detection

تشخیص نم

mustiness prevention

جلوگیری از نم

mustiness control

کنترل نم

mustiness source

منبع نم

mustiness assessment

ارزیابی نم

mustiness symptoms

علائم نم

جملات نمونه

the mustiness of the old books was overwhelming.

بوی نمناک و قدیمی کتاب‌ها طاقت‌فرسا بود.

she couldn't stand the mustiness of the basement.

او نمی‌توانست بوی نم‌زدگی زیرزمین را تحمل کند.

the mustiness in the attic indicated it had been unused for years.

بوی نم در زیرشیرآزی نشان می‌داد که سال‌ها بلااستفاده بوده است.

he opened the window to let fresh air replace the mustiness.

او پنجره را باز کرد تا هوای تازه جایگزین بوی نم شود.

the mustiness of the air made it hard to breathe.

بوی نم هوا تنفس را دشوار می‌کرد.

they decided to clean the room to eliminate the mustiness.

آنها تصمیم گرفتند اتاق را تمیز کنند تا بوی نم را از بین ببرند.

mustiness often develops in damp environments.

بوی نم اغلب در محیط‌های مرطوب ایجاد می‌شود.

the mustiness of the old carpet was unpleasant.

بوی نم فرش قدیمی ناخوشایند بود.

after the rain, the mustiness in the air was evident.

بعد از باران، بوی نم در هوا آشکار بود.

he complained about the mustiness of the hotel room.

او در مورد بوی نم اتاق هتل شکایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید