mutinies

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɪniz/
[بریتانیا]/ˈmjuːtɪniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شورش‌ها علیه مقام، به‌ویژه توسط سربازان یا ملوانان
v. از اطاعت از دستورات خودداری کردن، شورش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

naval mutinies

قیام‌های دریایی

historical mutinies

قیام‌های تاریخی

famous mutinies

قیام‌های مشهور

failed mutinies

قیام‌های ناموفق

military mutinies

قیام‌های نظامی

violent mutinies

قیام‌های خشن

recent mutinies

قیام‌های اخیر

notable mutinies

قیام‌های قابل توجه

revolutionary mutinies

قیام‌های انقلابی

naval ship mutinies

قیام بر روی کشتی‌های دریایی

جملات نمونه

historical records often mention mutinies on naval ships.

سوابق تاریخی اغلب شورش‌ها بر روی کشتی‌های دریایی را ذکر می‌کنند.

mutinies can lead to significant changes in leadership.

شورش‌ها می‌توانند منجر به تغییرات قابل توجهی در رهبری شوند.

the soldiers were tired of poor conditions, leading to mutinies.

سربازان از شرایط نامناسب خسته بودند که منجر به شورش‌ها شد.

many mutinies throughout history have been sparked by injustice.

بسیاری از شورش‌ها در طول تاریخ توسط بی‌عدالتی تحریک شده‌اند.

leaders often fear mutinies from their own ranks.

رهبران اغلب از شورش‌های رده‌های خود می‌ترسند.

mutinies can destabilize entire governments.

شورش‌ها می‌توانند کل دولت‌ها را بی‌ثبات کنند.

in literature, mutinies are often depicted as acts of rebellion.

در ادبیات، شورش‌ها اغلب به عنوان اعمال شورش نشان داده می‌شوند.

mutinies are sometimes justified by the circumstances.

گاهی اوقات شورش‌ها با توجه به شرایط توجیه می‌شوند.

the captain tried to prevent mutinies by improving morale.

کاپیتان سعی کرد با بهبود روحیه، از وقوع شورش‌ها جلوگیری کند.

historical accounts of mutinies provide insight into soldiers' grievances.

حسابات تاریخی از شورش‌ها بینشی در مورد نارضایتی‌های سربازان ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید