rebellions

[ایالات متحده]/rɪˈbɛljənz/
[بریتانیا]/rɪˈbɛljənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال مقاومت مسلحانه علیه یک دولت؛ قیام‌ها علیه اقتدار؛ اعمال خیانت

عبارات و ترکیب‌ها

social rebellions

قیام‌های اجتماعی

political rebellions

قیام‌های سیاسی

armed rebellions

قیام‌های مسلحانه

cultural rebellions

قیام‌های فرهنگی

youth rebellions

قیام‌های جوانان

regional rebellions

قیام‌های منطقه‌ای

class rebellions

قیام‌های طبقاتی

spontaneous rebellions

قیام‌های خودجوش

historical rebellions

قیام‌های تاریخی

popular rebellions

قیام‌های مردمی

جملات نمونه

many historical rebellions were fueled by social injustice.

بسیاری از شورش‌های تاریخی توسط بی‌عدالتی اجتماعی تحریک شدند.

the government responded harshly to the rebellions.

دولت به طور تند و زننده به شورش‌ها پاسخ داد.

rebellions often arise in times of political unrest.

شورش‌ها اغلب در زمان‌های ناآرامی سیاسی سربر می‌آورند.

some rebellions have led to significant changes in leadership.

برخی از شورش‌ها منجر به تغییرات قابل توجهی در رهبری شده‌اند.

rebellions can be sparked by economic hardship.

شورش‌ها می‌توانند توسط سختی‌های اقتصادی آغاز شوند.

the study of rebellions helps us understand societal dynamics.

مطالعه شورش‌ها به ما کمک می‌کند تا پویایی‌های اجتماعی را درک کنیم.

historical rebellions teach us valuable lessons about resistance.

شورش‌های تاریخی درس‌های ارزشمندی در مورد مقاومت به ما می‌آموزند.

rebellions can sometimes lead to civil wars.

گاهی اوقات شورش‌ها می‌توانند منجر به جنگ‌های داخلی شوند.

some rebellions are peaceful protests against oppression.

برخی از شورش‌ها اعتراضات مسالمت‌آمیز علیه ستم هستند.

rebellions throughout history have shaped nations.

شورش‌ها در طول تاریخ شکل‌دهنده ملت‌ها بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید