myriad

[ایالات متحده]/ˈmɪriəd/
[بریتانیا]/ˈmɪriəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌شمار; از انواع مختلف
n. یک تعداد بی‌شمار یا به‌طور فوق‌العاده زیاد; تعداد زیادی از مردم یا چیزها
Word Forms
جمعmyriads

جملات نمونه

the myriad political scene.

صحنه سیاسی پر پیچ و خم

the myriad fish in the ocean.

تنوع ماهی در اقیانوس.

the myriad life of the metropolis.

زندگی پرجنب و جوش شهر

The sky was set with myriads of stars.

آسمان با هزاران ستاره تزئین شده بود.

the myriads of bees in the hive.

هزاران زنبور در کندو

he gazed at the myriad lights of the city.

او به هزاران نور شهر خیره شد.

They offered no solution for all our myriad problems.

آنها راه حلی برای همه مشکلات متعدد ما ارائه نکردند.

Each galaxy contains myriads of stars.

هر کهکشان شامل کهکشان‌های متعددی از ستارگان است.

myriads of insects danced around the light above my head.

هزاران حشره در اطراف نور بالای سر من رقصیدند.

The Gold Suq is home to myriad shops with dazzling displays of gold jewelry; be prepared to bargain.

بازار طلا میزبان هزاران مغازه با نمایش های خیره کننده جواهرات طلا است؛ آماده چانه زنی باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید