mystifying

[ایالات متحده]/ˈmɪstɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪstəˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد سردرگمی یا گیجی
adj. عجیب یا دشوار برای درک

عبارات و ترکیب‌ها

mystifying experience

تجربه گیج‌کننده

mystifying phenomenon

پدیده‌ی گیج‌کننده

mystifying question

سوال گیج‌کننده

mystifying story

داستان گیج‌کننده

mystifying behavior

رفتار گیج‌کننده

mystifying art

هنر گیج‌کننده

mystifying truth

حقیقت گیج‌کننده

mystifying message

پیام گیج‌کننده

mystifying event

رویداد گیج‌کننده

mystifying clue

نشانه‌ی گیج‌کننده

جملات نمونه

the magician's tricks were truly mystifying.

ترفندهای جادوگر واقعاً گیرا بودند.

her sudden disappearance was mystifying to everyone.

ناپدید شدن ناگهانی او برای همه گیج کننده بود.

the ancient ruins held a mystifying allure.

آثار باستانی جذابیت مرموزی داشتند.

his comments were often mystifying to his colleagues.

نظرات او اغلب برای همکارانش گیج کننده بود.

the scientist found the results of the experiment mystifying.

دانشمند نتایج آزمایش را گیج کننده یافت.

the plot of the movie was mystifying and complex.

طرح فیلم مرموز و پیچیده بود.

the painting had a mystifying quality that captivated viewers.

تابلو دارای کیفیتی مرموز بود که بینندگان را مجذوب خود کرد.

her explanation was mystifying, leaving us with more questions.

توضیح او گیج کننده بود و ما را با سوالات بیشتری مواجه کرد.

the origins of the artifact remain mystifying to historians.

ریشه های این شیء باستانی هنوز برای مورخان مرموز باقی مانده است.

the phenomenon was mystifying to scientists around the world.

این پدیده برای دانشمندان در سراسر جهان گیج کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید