nameplate

[ایالات متحده]/'neɪmpleɪt/
[بریتانیا]/'nemplet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلاک نام; برچسب نام

v.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

engraved nameplate

اسم‌گذاری حکاکی‌شده

personalized nameplate

اسم‌گذاری شخصی‌سازی‌شده

brass nameplate

اسم‌گذاری برنجی

metal nameplate

اسم‌گذاری فلزی

جملات نمونه

You will know my office by the nameplate on the door.

شما دفتر من را از طریق نام‌گذاری روی در می‌شناسید.

He was wearing a nameplate on his left breast.

او یک نام‌گذاری روی سینه چپ خود داشت.

It is suggested that the specific speed would be replaced by diametric ratio,and the new nameplate would be used.

توصیه می‌شود سرعت خاص با نسبت قطر جایگزین شود و از نام‌گذاری جدید استفاده شود.

The nameplate on the door had my name engraved on it.

نام‌گذاری روی در نام من را حک کرده بود.

She proudly displayed her new nameplate on her desk.

او به افتخار نام‌گذاری جدید خود روی میز خود به نمایش گذاشت.

The nameplate on the building indicated the company's name.

نام‌گذاری روی ساختمان نام شرکت را نشان می‌داد.

He carefully polished the nameplate to make it shine.

او با دقت نام‌گذاری را پرداخت تا براق شود.

The nameplate fell off the wall and shattered into pieces.

نام‌گذاری از دیوار جدا شد و به قطعات خرد شد.

The nameplate identified the doctor's office.

نام‌گذاری مطب پزشک را مشخص کرد.

I need to order a new nameplate for my mailbox.

من باید یک نام‌گذاری جدید برای صندوق پستی‌ام سفارش دهم.

The nameplate on the trophy displayed the winner's name.

نام‌گذاری روی جام نام برنده را نشان می‌داد.

The nameplate was made of brass and had an elegant design.

نام‌گذاری از برنج ساخته شده بود و طرحی زیبا داشت.

The nameplate was missing, so I couldn't find the right office.

نام‌گذاری گم شده بود، بنابراین نمی‌توانستم دفتر مناسب را پیدا کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید