nanomedicine

[ایالات متحده]/ˌnænəʊˈmɛdɪsɪn/
[بریتانیا]/ˌnænəˈmɛdɪsɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشته‌ای از پزشکی که از نانوتکنولوژی برای تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری‌ها استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

nanomedicine applications

کاربردهای نانومدارسیری

nanomedicine research

تحقیقات نانومدارسیری

nanomedicine delivery

ارائه نانومدارسیری

nanomedicine therapy

درمان نانومدارسیری

nanomedicine innovations

نوآوری‌های نانومدارسیری

nanomedicine safety

ایمنی نانومدارسیری

nanomedicine efficacy

اثربخشی نانومدارسیری

nanomedicine technologies

فناوری‌های نانومدارسیری

nanomedicine solutions

راه حل‌های نانومدارسیری

nanomedicine trends

روندهای نانومدارسیری

جملات نمونه

nanomedicine is revolutionizing cancer treatment.

نانومدارسی در حال متحول کردن درمان سرطان است.

researchers are exploring the potential of nanomedicine.

محققان در حال بررسی پتانسیل نانومدارسی هستند.

nanomedicine can improve drug delivery systems.

نانومدارسی می‌تواند سیستم‌های تحویل دارو را بهبود بخشد.

many hospitals are adopting nanomedicine techniques.

بسیاری از بیمارستان‌ها در حال به‌کارگیری تکنیک‌های نانومدارسی هستند.

nanomedicine has applications in diagnostics and therapy.

نانومدارسی در تشخیص و درمان کاربرد دارد.

safety is a major concern in nanomedicine development.

ایمنی یک نگرانی اصلی در توسعه نانومدارسی است.

nanomedicine offers targeted treatments for diseases.

نانومدارسی درمان‌های هدفمند برای بیماری‌ها ارائه می‌دهد.

collaboration is key in advancing nanomedicine research.

همکاری برای پیشبرد تحقیقات نانومدارسی کلیدی است.

nanomedicine is a promising field for future healthcare.

نانومدارسی یک زمینه امیدوارکننده برای مراقبت‌های بهداشتی آینده است.

education in nanomedicine is becoming increasingly important.

آموزش در زمینه نانومدارسی به طور فزاینده‌ای مهم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید