nanosecond

[ایالات متحده]/'nænə(ʊ)sekənd/
[بریتانیا]/ˈnænəˌsɛkənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میلیاردیم ثانیه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in a nanosecond

در یک نانوثانیه

measured in nanoseconds

اندازه‌گیری شده به نانوثانیه

جملات نمونه

In a nanosecond, the lightning struck the tree.

در عرض یک نانوثانیه، صاعقه به درخت برخورد کرد.

The computer can process billions of instructions in a nanosecond.

کامپیوتر می‌تواند میلیاردها دستورالعمل را در یک نانوثانیه پردازش کند.

She made a decision in a nanosecond.

او در عرض یک نانوثانیه تصمیمی گرفت.

The car accelerated from 0 to 60 mph in a nanosecond.

ماشین در عرض یک نانوثانیه از 0 تا 60 مایل در ساعت شتاب گرفت.

He can react to a situation in a nanosecond.

او می‌تواند در عرض یک نانوثانیه به یک وضعیت واکنش نشان دهد.

The nanosecond the bell rang, the students rushed out of the classroom.

در عرض یک نانوثانیه پس از زنگ مدرسه، دانش‌آموزان از کلاس خارج شدند.

The nanosecond he saw the spider, he screamed.

در عرض یک نانوثانیه پس از اینکه عنکبوت را دید، فریاد زد.

The nanosecond she tasted the soup, she knew it needed more salt.

در عرض یک نانوثانیه پس از چشیدن سوپ، فهمید که به نمک بیشتری نیاز دارد.

The nanosecond the door opened, the cat darted outside.

در عرض یک نانوثانیه پس از باز شدن در، گربه به بیرون دوید.

The nanosecond the music started, everyone began dancing.

در عرض یک نانوثانیه پس از شروع موسیقی، همه شروع به رقص کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید