eternity

[ایالات متحده]/ɪ'tɜːnɪtɪ/
[بریتانیا]/ɪ'tɝnəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت وجود خارج از زمان؛ ابدیت؛ زمان بی‌پایان
Word Forms

جملات نمونه

their love was sealed for eternity .

عشق آنها برای ابدیت مهر و موم شد.

this state of affairs has lasted for all eternity .

این وضعیت برای همیشه ادامه داشته است.

In the sunshine, we bereathe rockily , and expand bit by bit, intonating the eternity of life together.

در آفتاب، ما به سختی نفس می‌کشیم و ذره ذره گسترش می‌یابیم و ابدیّت زندگی را با هم زمزمه می‌کنیم.

It may well be called the Concord, the river of peace and quietness;for it is certainly the most unexcitable and sluggish stream that ever loi¬tered imperceptible towards its eternity—the sea.

شاید به درستی آن را کانکورد، رودخانه صلح و آرامش بنامند؛زیرا مطمئناً کندترین و سنگین‌ترین جریانی است که تا به حال به آرامی و تقریباً نامحسوس به سمت جاودانگی خود - دریا - در حرکت بوده است.

love that lasts for eternity

عشقی که برای ابدیت طول می‌کشد

to wait for an eternity

برای منتظر ماندن تا ابد

to spend eternity together

برای گذراندن ابدیت با هم

to search for eternity

برای جستجوی ابدیت

eternity in a moment

ابدیت در یک لحظه

eternity in a second

ابدیت در یک ثانیه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید