nape

[ایالات متحده]/neɪp/
[بریتانیا]/nep/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پشت گردن؛ پشت گردن و قسمتی از پشت در هر طرف آن.
Word Forms
جمعnapes

عبارات و ترکیب‌ها

sensitive nape

گردن حساس

touch her nape

ناپه‌ی او را لمس کن

جملات نمونه

They were Hooded Crane (52 birds), White-naped Crane (4 birds), Red-crowned Crane (11 birds), Demoiselle Crane (11 birds).

آنها جرثقیل با کلاه (52 پرنده)، جرثقیل گردن سفید (4 پرنده)، جرثقیل تاج قرمز (11 پرنده)، جرثقیل دموآز (11 پرنده) بودند.

She gently massaged his nape to relieve his tension.

او به آرامی گردن او را ماساژ داد تا تنش او را کاهش دهد.

He felt a sharp pain in his nape after the accident.

او پس از حادثه، درد شدیدی در گردنش احساس کرد.

The kitten nuzzled into the nape of her neck for warmth.

بچه گربه برای گرم شدن به پشت گردن او چسبید.

He wore a high-collared shirt to protect his nape from the sun.

او یک پیراهن با یقه بلند پوشید تا گردنش را از نور خورشید محافظت کند.

She tied her hair up to expose her nape.

او موهایش را بست تا گردنش نمایان شود.

The assassin struck at the victim's nape, causing instant death.

قاتل به گردن قربانی ضربه زد و باعث مرگ فوری او شد.

He always felt a chill down his nape whenever he entered that abandoned house.

هر زمان که وارد آن خانه متروکه می‌شد، او همیشه احساس سرما در گردنش می‌کرد.

She leaned in to whisper in his ear, her breath tickling his nape.

او جلو خم شد تا در گوشش پچ پچ کند، نفسش گردنش را خاراند.

The barber trimmed the hair at the nape of his neck.

صفار، موهای پشت گردنش را کوتاه کرد.

He felt a sense of vulnerability whenever someone touched his nape.

هر زمان که کسی به گردنش دست می‌زد، او احساس آسیب‌پذیری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید