natives

[ایالات متحده]/ˈneɪtɪvz/
[بریتانیا]/ˈneɪtɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم محلی; مردم بومی; افرادی که در یک کشور یا منطقه خاص متولد شده‌اند; حیوانات یا گیاهان محلی

عبارات و ترکیب‌ها

native speakers

گويندگان بومي

native plants

گياهان بومي

native languages

زبان‌های بومي

native tribes

قبيله‌هاي بومي

native culture

فرهنگ بومي

native wildlife

جانوران بومي

native rights

حقوق بومي

native heritage

ارثيه بومي

native communities

جامعه‌های بومي

native customs

رسوم بومي

جملات نمونه

natives often have a deep understanding of their culture.

بومیان اغلب درک عمیقی از فرهنگ خود دارند.

many natives are proud of their heritage.

بسیاری از بومیان به خاطر میراث خود افتخار می‌کنند.

natives can provide valuable insights into local customs.

بومیان می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد آداب و رسوم محلی ارائه دهند.

the natives welcomed the visitors with open arms.

بومیان با آغوش باز از مهمانان استقبال کردند.

natives often speak multiple languages fluently.

بومیان اغلب به طور مسلط به چندین زبان صحبت می‌کنند.

it's essential to respect the rights of the natives.

احترام به حقوق بومیان ضروری است.

natives have unique traditions that are worth exploring.

بومیان سنت‌های منحصر به فردی دارند که ارزش کشف کردن دارند.

many natives rely on traditional methods for their livelihood.

بسیاری از بومیان برای کسب روزی خود به روش‌های سنتی متکی هستند.

natives often have a strong connection to the land.

بومیان اغلب ارتباط قوی با زمین دارند.

engaging with natives can enhance your travel experience.

تعامل با بومیان می‌تواند تجربه سفر شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید