naturalize

[ایالات متحده]/'nætʃ(ə)rəlaɪz/
[بریتانیا]/'nætʃrəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعطای تابعیت به یک خارجی، معرفی گیاهان خارجی برای کشت، پذیرش آداب و رسوم خارجی.
Word Forms
قسمت سوم فعلnaturalized
شکل سوم شخص مفردnaturalizes
زمان گذشتهnaturalized
صفت یا فعل حال استمراریnaturalizing

جملات نمونه

native and naturalized species.

گونه‌های بومی و مهاجر

black mustard has become naturalized in Britain and America.

خردل سیاه در بریتانیای کبیر و آمریکا به حالت طبیعی درآمده است.

this species of crocus naturalizes itself very easily.

این گونه زنبق به راحتی خود را در طبیعت جا می‌یابد.

I have been naturalized to the place and to the manner of living.

من به مکان و شیوه زندگی مهاجر شده ام.

A number of tropical plants have been naturalized in China.

تعداد زیادی گیاه استوایی در چین مهاجر شده اند.

When they naturalize or spread across a lawn or garden they create a wonderful lilac haze.

وقتی که خود به خودی یا در سراسر چمنزار یا باغ گسترش می یابند، مه ارکیده ای زیبا ایجاد می کنند.

He was naturalized after living in China for many years.

او پس از سال ها زندگی در چین مهاجر شد.

The English oak has become naturalized in parts of this country.

بلوط انگلیسی در بخش هایی از این کشور مهاجر شده است.

the stoccafisso of Liguria was naturalized in Nice as stocoficada .

استوکافیسو لیگوریا به عنوان استوکوفیکادا در نیس مهاجر شد.

European maritime sedge naturalized along Atlantic coast of United States; rootstock has properties of sarsaparilla.

سرگنده‌های دریایی اروپا در امتداد ساحل اطلس ایالات متحده طبیعی شده‌اند؛ ریشه گیاهانی دارد که خواص مورد استفاده در گیاه سارسپرالا را دارد.

Common perennial herbaceous plant (Linaria vulgaris) of the snapdragon family, native to Eurasia and widely naturalized in North America.

گیاه علفی چند ساله رایج (Linaria vulgaris) از خانواده اطلس، بومی اوراسیا و به طور گسترده در آمریکای شمالی طبیعی شده است.

A deadly poisonous European plant (Conium maculatum) widely naturalized in North America, having bipinnately compound leaves and compound umbels of small, white flowers.

یک گیاه اروپایی سمی و کشنده (Conium maculatum) که به طور گسترده در آمریکای شمالی مهاجر شده است، دارای برگ های دوتایی و چترهای مرکب از گل های کوچک و سفید است.

A low perennial Eurasian herb(Tussilago farfara) in the composite family, naturalized in parts of North America and having dandelionlike flower heads and large, hoof-shaped basal leaves.

یک گیاه یک ساله و کوتاه درازای اوراسیا (Tussilago farfara) در خانواده مرکب، که در مناطق خاصی از آمریکای شمالی طبیعی شده و دارای گل‌های شبیه به گل‌های گزنه و برگ‌های قاعده‌ای بزرگ و به شکل سم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید