expatriate

[ایالات متحده]/ˌeksˈpætriət/
[بریتانیا]/ˌeksˈpeɪtriət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبعیدی; کسی که در خارج از کشور زادگاه خود زندگی می‌کند یا شهروندی خود را رها می‌کند.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردexpatriates
جمعexpatriates
زمان گذشتهexpatriated
صفت یا فعل حال استمراریexpatriating
قسمت سوم فعلexpatriated

جملات نمونه

American expatriates in London.

ساکنان تبعیدی آمریکایی در لندن.

an immigrant whose citizenship was revoked and who was expatriated because he had concealed his criminal record.

یک مهاجر که تابعیتش سلب شده و به دلیل پنهان کردن سابقه کیفری اش اخراج شده بود.

The writer, an expatriate living in Singapore, has studied and worked in the US.

نویسنده، یک تبعیدی که در سنگاپور زندگی می‌کند، در ایالات متحده تحصیل و کار کرده است.

The explicit knowledge has no moderating effect , however, tacit knowledge has a moderating effect on the relationship between expatriates knowledge disseminative capacity and knowledge transfer.

دانش صریح تأثیری تعدیل‌کننده ندارد، با این حال، دانش ضمنی تأثیری تعدیل‌کننده بر رابطه بین ظرفیت انتشار دانش و انتقال دانش تبعیدی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید