nauseate

[ایالات متحده]/ˈnɔːzieɪt/
[بریتانیا]/ˈnɔːzieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. احساس بیماری کردن؛ احساس نفرت کردن؛ تجربه احساس نفرت

vt. ایجاد نفرت کردن؛ بیمار کردن؛ القا کردن احساس تهوع
Word Forms
زمان گذشتهnauseated
قسمت سوم فعلnauseated
شکل سوم شخص مفردnauseates
صفت یا فعل حال استمراریnauseating

عبارات و ترکیب‌ها

feel nauseated

احساس تهوع داشتن

nauseating smell

بوی تهوع‌آور

جملات نمونه

the thought of food nauseated her.

فکر غذا او را مريض کرد.

they were nauseated by the jingoism.

آنها از جنج‌گرایی احساس تهوع می‌کردند.

I began to nauseate the place I was in.

من شروع به ایجاد تهوع در مکانی که در آن بودم کردم.

hypocrisy that nauseated me;

تهاجمی که من را منزجر کرد؛

The idea of eating raw shellfish nauseates me.

ایده خوردن غذاهای دریایی خام مرا مريض می‌کند.

Finally, all those delicacies from mountain and sea began to nauseate me.

در نهایت، همه آن غذاهای خوشمزه از کوه و دریا شروع به مريض کردن من کردند.

نمونه‌های واقعی

Mainly fruits and medicine juices. Anything else cause me to be nauseated.

Mainly fruits and medicine juices. Anything else cause me to be nauseated.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

I'm nauseated and feverish. I believe I may have cholera.

من تهوع آور و تب دارم. فکر می‌کنم ممکن است دچار کلرا شده باشم.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

And I felt nauseated all the time.

و تمام روز تهوع داشتم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Doing his best to ignore this nauseating image, Harry read on.

هری در حالی که سعی می‌کرد این تصویر تهوع‌آور را نادیده بگیرد، به خواندن ادامه داد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

They may feel achy, fatigued, or nauseated right after treatment.

ممکن است احساس درد، خستگی یا تهوع کنند، درست بعد از درمان.

منبع: TED-Ed (video version)

" It looks as if it's died, " said Hermione, with a nauseated expression.

" به نظر می‌رسد که مرده است، " هرمیون با حاله‌ای تهوع‌آور گفت.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

If you feel nauseated you feel dizzy in your head and sick to your stomach.

اگر احساس تهوع کنید، احساس سرگیجه در سرتان می‌کنید و حالت تهوع دارید.

منبع: VOA Special July 2018 Collection

I turned down Reid's offer and got pregnant—and extremely nauseated—a few months later.

من پیشنهاد رید را رد کردم و چند ماه بعد باردار شدم - و به شدت تهوع آور.

منبع: Lean In

Right. You also made a common grammatical mistake. You said nauseous when you meant nauseated. But go on.

درست است. شما هم یک اشتباه گرامری رایج مرتکب شدید. شما به جای تهوع آور، تهوع گفتید. اما ادامه دهید.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

So I guess that loving someone means that you have to respect their idiotic, nauseating dreams.

پس حدس می‌زنم که دوست داشتن کسی به این معناست که باید رویاهای احمقانه و تهوع‌آور آنها را محترم بدانید.

منبع: Modern Family - Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید