navigability

[ایالات متحده]/ˌnævɪˈɡæbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌnævɪˈɡæbɪlɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قابلیت ناوبری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

navigability assessment

ارزیابی قابلیت پیمایش

navigability issues

مشکلات قابلیت پیمایش

navigability standards

استانداردهای قابلیت پیمایش

navigability criteria

معیارهای قابلیت پیمایش

navigability analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت پیمایش

navigability features

ویژگی‌های قابلیت پیمایش

navigability evaluation

ارزیابی قابلیت پیمایش

navigability metrics

شاخص‌های قابلیت پیمایش

navigability testing

آزمایش قابلیت پیمایش

navigability improvements

بهبود قابلیت پیمایش

جملات نمونه

the navigability of the river is essential for trade.

قابلیت کشتیرانی رودخانه برای تجارت ضروری است.

improving navigability can boost local economies.

بهبود قابلیت کشتیرانی می تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

environmental factors affect the navigability of waterways.

عوامل محیطی بر قابلیت کشتیرانی آبراهه ها تأثیر می گذارد.

we need to assess the navigability of the new canal.

ما باید قابلیت کشتیرانی کانال جدید را ارزیابی کنیم.

the navigability of the lake varies with the seasons.

قابلیت کشتیرانی دریاچه با فصل ها متفاوت است.

engineers are studying the navigability of the coastline.

مهندسان در حال بررسی قابلیت کشتیرانی خط ساحلی هستند.

high water levels improve the navigability of rivers.

سطح آب بالا قابلیت کشتیرانی رودخانه ها را بهبود می بخشد.

they conducted tests to determine the navigability of the channel.

آنها آزمایشاتی برای تعیین قابلیت کشتیرانی کانال انجام دادند.

historical maps show the navigability of ancient trade routes.

نقشه های تاریخی نشان دهنده قابلیت کشتیرانی مسیرهای تجاری باستانی است.

weather conditions can impact the navigability of ships.

شرایط آب و هوایی می تواند بر قابلیت کشتیرانی کشتی ها تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید