nay

[ایالات متحده]/neɪ/
[بریتانیا]/ne/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. و در حقیقت نه؛ یا بهتر بگوییم؛ برعکس
n. رأی منفی؛ کسی که به نفع رأی نمی‌دهد
Word Forms
جمعnays

عبارات و ترکیب‌ها

nay-sayer

منتقد

nay-vote

nay-vote

nay-saying

nay-saying

a loud nay

یک نای بلند

say nay

بگو نه

جملات نمونه

"It is peculiar, nay, unique."

این عجیب و غریب، در واقع منحصر به فرد است.

it will take months, nay years.

ماه ها، نه سال ها طول خواهد کشید.

nay, I must not think thus.

نه، نباید اینطور فکر کنم.

There are many good, nay noble qualities.

ویژگی های خوب و نجیب فراوان وجود دارد.

a bright, nay a blinding light

یک نور روشن، نه، یک نور خیره‌کننده

The daily work continued;nay, it actually increased.

کار روزانه ادامه یافت؛ نه، در واقع بیشتر شد.

I permit, nay, encourage it.

من اجازه می دهم، نه، آن را تشویق می کنم.

the cabinet sits to give the final yea or nay to policies.

کابینه برای دادن رأی نهایی موافق یا مخالف به سیاست ها تشکیل جلسه می دهد.

He was ill-favored, nay, hideous.

او چهره ای زشت و نه، وحشتناک داشت.

We are willing, nay, eager to go.

ما مایل و نه، مشتاق به رفتن هستیم.

I suspect, nay, I am certain that he is wrong.

من حدس می زنم، نه، مطمئن هستم که او اشتباه می کند.

The tally was three yeas and two nays, so the yeas have it.

نتیجه سه رأی موافق و دو رأی مخالف بود، بنابراین موافقان آن را دارند.

This last old man loved me above the measure of a father, nay, godded me indeed.

این پیرمرد آخر مرا بیشتر از یک پدر دوست داشت، نه، در واقع مرا خدا می دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید