oppose

[ایالات متحده]/əˈpəʊz/
[بریتانیا]/əˈpoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. برعکس بودن؛ خود را در برابر چیزی قرار دادن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردopposes
زمان گذشتهopposed
قسمت سوم فعلopposed
صفت یا فعل حال استمراریopposing

جملات نمونه

flatly oppose this suggestion

به شدت با این پیشنهاد مخالفت می کنم

oppose the enemy force.

مخالفت با نیروی دشمن.

oppose reason to force

دلیل برای مقابله

I'll not oppose you.

من با شما مخالف نخواهم بود.

comply in public but oppose in private

در ملا عام رعایت کنند اما در خفا مخالف باشند

oppose a legislative bill;

با یک قانون پیشنهادی مخالف باشید.

I strongly oppose that contention.

من به شدت با آن ادعا مخالفم.

contest a will.See Synonyms at oppose

به چالش کشیدن یک وصیت‌نامه. برای یافتن مترادفها به oppose مراجعه کنید

I am not opposed to reform.

من مخالف اصلاحات نیستم.

to oppose all vacillation and compromise

برای مخالفت با هرگونه دودلی و مصالحه

a candidate to oppose the leader in the presidential contest.

یک نامزد برای مقابله با رهبر در رقابت های ریاست جمهوری

he was opposed to discrimination.

او با تبعیض مخالف بود.

an approach that is theoretical as opposed to practical.

روشی که نظری است در مقابل عملی.

Night is opposed to day .

شب با روز مخالف است.

was opposed to nuclear reactors.

با راکتورهای هسته‌ای مخالف بود.

oppose one's arms to the blow

مقاومت با دست در برابر ضربه

The country is opposed to war.

کشور با جنگ مخالف است.

We opposed the plan.

ما با طرح مخالف بودیم.

Oppose your views against mine.

دیدگاه های خود را در برابر من مطرح کنید.

نمونه‌های واقعی

Labour likewise wants to discontinue local planning where councils oppose development.

در این راستا، حزب کارگر نیز می‌خواهد برنامه‌ریزی محلی را در جایی که شوراها با توسعه مخالفت می‌کنند، متوقف کند.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

But Palestinian leaders have strongly opposed this embassy move.

اما رهبران فلسطینی به شدت با این انتقال سفارت مخالفت کرده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

The bill was strongly opposed by the officials.

این لایحه توسط مقامات به شدت مورد مخالفت قرار گرفت.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The proposals are strongly opposed by the EU.

این پیشنهادات توسط اتحادیه اروپا به شدت مورد مخالفت قرار گرفته‌اند.

منبع: BBC Listening Collection May 2022

He made it clear that he opposed ideas of the Old South.

او به وضوح اعلام کرد که با ایده‌های جنوب قدیم مخالف است.

منبع: VOA Special September 2018 Collection

Because for what reasons do we oppose AI use?

چرا و به چه دلیل ما از استفاده از هوش مصنوعی مخالف هستیم؟

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

The Urbinas do not oppose Abbott's campaign.

اوربیناها با کمپین آبوت مخالف نیستند.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

Meantime, he says the WHO opposes overreaction and groundless accusations regarding the outbreak.

در همین حال، او می‌گوید که سازمان بهداشت جهانی با واکنش‌های اغراق‌آمیز و اتهامات بی‌اساس در مورد شیوع بیماری مخالف است.

منبع: CRI Online April 2020 Collection

They oppose globalisation and favour protectionism.

آنها با جهانی‌سازی مخالف هستند و از حمایت‌گرایی حمایت می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

You can be opposed to something instead of oppose something.

می‌توانید به جای مخالفت با چیزی، با آن مخالف باشید.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید