nearing completion
به پایان نزدیک است
nearing the deadline
به مهلت نزدیک است
nearing midnight
به نیمه شب نزدیک است
nearing the summit
به قله نزدیک است
nearing retirement
به بازنشستگی نزدیک است
nearing zero
به صفر نزدیک است
nearing the shore
به ساحل نزدیک است
nearing a breakthrough
به پیشرفتی نزدیک است
nearing the end
به پایان نزدیک است
nearing capacity
به ظرفیت نزدیک است
the deadline is nearing, so we need to finalize the report.
مهلت به پایان نزدیک میشود، بنابراین باید گزارش را نهایی کنیم.
the temperature is nearing 30 degrees celsius today.
دمای امروز به 30 درجه سانتیگراد نزدیک میشود.
the project's completion is nearing, and we're on track.
تکمیل پروژه به پایان نزدیک میشود و ما روی مسیر درست هستیم.
the end of the year is nearing; it's time to review our goals.
پایان سال به پایان نزدیک میشود؛ زمانی است که اهداف خود را بازنگری کنیم.
the summit is nearing, and the climbers are preparing for the final ascent.
قیف به پایان نزدیک میشود و صعود کنندگان برای صعود نهایی آماده میشوند.
the train is nearing the station; please prepare to disembark.
قطار به ایستگاه نزدیک میشود؛ لطفاً برای پایین آمدن آماده شوید.
the storm is nearing the coast, bringing strong winds and rain.
بورو بزرگ به ساحل نزدیک میشود و بادهای قوی و باران را به همراه میآورد.
the election is nearing, and the candidates are campaigning hard.
انتخابات به پایان نزدیک میشود و نامزدها با اشتغالات سخت در حال انتخابات هستند.
the holiday season is nearing; let's start planning our celebrations.
فصل تعطیلات به پایان نزدیک میشود؛ بیایید برنامهریزی جشنهایمان را شروع کنیم.
the finish line is nearing; give it your all!
خط پایان به پایان نزدیک میشود؛ تمام توان خود را بیان کنید!
the meeting is nearing its conclusion; we'll summarize the key points.
جلسه به پایان نزدیک میشود؛ ما اصلیترین نکات را خلاصه خواهیم کرد.
nearing completion
به پایان نزدیک است
nearing the deadline
به مهلت نزدیک است
nearing midnight
به نیمه شب نزدیک است
nearing the summit
به قله نزدیک است
nearing retirement
به بازنشستگی نزدیک است
nearing zero
به صفر نزدیک است
nearing the shore
به ساحل نزدیک است
nearing a breakthrough
به پیشرفتی نزدیک است
nearing the end
به پایان نزدیک است
nearing capacity
به ظرفیت نزدیک است
the deadline is nearing, so we need to finalize the report.
مهلت به پایان نزدیک میشود، بنابراین باید گزارش را نهایی کنیم.
the temperature is nearing 30 degrees celsius today.
دمای امروز به 30 درجه سانتیگراد نزدیک میشود.
the project's completion is nearing, and we're on track.
تکمیل پروژه به پایان نزدیک میشود و ما روی مسیر درست هستیم.
the end of the year is nearing; it's time to review our goals.
پایان سال به پایان نزدیک میشود؛ زمانی است که اهداف خود را بازنگری کنیم.
the summit is nearing, and the climbers are preparing for the final ascent.
قیف به پایان نزدیک میشود و صعود کنندگان برای صعود نهایی آماده میشوند.
the train is nearing the station; please prepare to disembark.
قطار به ایستگاه نزدیک میشود؛ لطفاً برای پایین آمدن آماده شوید.
the storm is nearing the coast, bringing strong winds and rain.
بورو بزرگ به ساحل نزدیک میشود و بادهای قوی و باران را به همراه میآورد.
the election is nearing, and the candidates are campaigning hard.
انتخابات به پایان نزدیک میشود و نامزدها با اشتغالات سخت در حال انتخابات هستند.
the holiday season is nearing; let's start planning our celebrations.
فصل تعطیلات به پایان نزدیک میشود؛ بیایید برنامهریزی جشنهایمان را شروع کنیم.
the finish line is nearing; give it your all!
خط پایان به پایان نزدیک میشود؛ تمام توان خود را بیان کنید!
the meeting is nearing its conclusion; we'll summarize the key points.
جلسه به پایان نزدیک میشود؛ ما اصلیترین نکات را خلاصه خواهیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید