nearby

[ایالات متحده]/ˌnɪəˈbaɪ/
[بریتانیا]/ˌnɪrˈbaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نزدیک; مجاور
adv. در نزدیکی
prep. در حوالی

جملات نمونه

he was snowbound in the nearby mountains.

او در کوه‌های نزدیک به دام برف گرفتار شده بود.

found a berth in a nearby hotel.

یک اتاق در یک هتل نزدیک پیدا کرد.

We will stop nearby for lunch.

ما برای صرف ناهار در نزدیکی آن توقف خواهیم کرد.

New uptown is nearby the high way.

شهر جدید بالا در نزدیکی اتوبان قرار دارد.

they tried to decontaminate nearby villages.

آنها سعی کردند روستاهای نزدیک را از آلودگی پاک کنند.

nearby museum buildings will be fireproofed.

ساختمان های موزه ای مجاور ضد حریق خواهند شد.

She came from a nearby village.

او از یک روستای نزدیک به آنجا آمده است.

build a pumping station nearby the bridge

ساخت یک ایستگاه پمپاژ در نزدیکی پل

He works in the nearby police station.

او در ایستگاه پلیس نزدیک آنجا کار می کند.

The Great Pyramids and the Sphinx are nearby.

اهرام مصر و مجسمه اسفینکس در نزدیکی آنجا قرار دارند.

The fleeing rebels found a sanctuary in the nearby church.

شورشیان فراری در کلیسای نزدیک پناهگاهی یافتند.

the fenestrated heights of nearby buildings.

ارتفاعات پنجره‌دار ساختمان‌های نزدیک.

exotic smells issued from a nearby building.

بوهای عجیب و غریب از یک ساختمان نزدیک به مشام می‌رسید.

he was standing nearby, large as life.

او در آن نزدیکی ایستاده بود، بزرگ و زنده.

he slung his jacket over a nearby chair.

او ژاکت خود را روی یک صندلی نزدیک انداخت.

we repaired to the tranquillity of a nearby cafe.

ما به آرامش یک کافه نزدیک پناه بردیم.

a bullet ricocheted off a nearby wall.

گلوله از یک دیوار نزدیک منحرف شد.

a child in a bed nearby began to whimper.

یک کودک در یک تخت نزدیک شروع به ناله کردن کرد.

We're going to build a new school nearby the station.

ما قصد داریم یک مدرسه جدید در نزدیکی ایستگاه بسازیم.

The action took place in the nearby suburbs of the city.

این اقدام در حومه های نزدیک شهر رخ داد.

نمونه‌های واقعی

A rescue team was on a training mission nearby when that accident occurred.

تیم نجات در حال انجام یک مأموریت آموزشی در نزدیکی بود زمانی که آن حادثه رخ داد.

منبع: AP Listening March 2015 Collection

Helicopters were called in to airlift people when flood waters covered the roads nearby.

هلیکوپترها برای انتقال افراد با بال هواپیما فراخوانده شدند زمانی که آب سیل جاده های نزدیک را پوشاند.

منبع: CNN Selected May 2015 Collection

He heard a familiar clicking noise nearby.

او صدای کلیک آشنایی را در نزدیکی شنید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Well, is there any other hotel nearby?

خب، آیا هتل دیگری در نزدیکی وجود دارد؟

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Accommodation Section

Linda Arbuckle works at a store nearby.

لیندا آربوکل در یک مغازه در نزدیکی کار می کند.

منبع: VOA Slow English - America

The rest is spending the night nearby.

بقیه شب را در آن نزدیکی می گذرانند.

منبع: BBC Listening Collection March 2022

The most ancient millstone was unearthed just nearby.

قدیمی ترین سنگ آسیاب درست در آن نزدیکی کشف شد.

منبع: A Bite of China Season 1

They ended up nearby… in the Dominican Republic.

در نهایت در آن نزدیکی... در جمهوری دومینیکن، به آنجا رسیدند.

منبع: Vox opinion

The water then flows into vegetable crops nearby.

سپس آب به محصولات سبزیجات نزدیک جریان می یابد.

منبع: Han Gang B2A "Translation Point": Quick Start Guide for Listening Notes

Almost all the nearby homes were badly damaged.

تقریباً تمام خانه های نزدیک به شدت آسیب دیده بودند.

منبع: This month VOA Special English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید