nearshore

[ایالات متحده]/ˈnɪəʃɔː/
[بریتانیا]/ˈnɪrʃɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ناحیه نزدیک به ساحل

عبارات و ترکیب‌ها

nearshore outsourcing

برون‌سپاری نزدیک

nearshore development

توسعه نزدیک

nearshore services

خدمات نزدیک

nearshore team

تیم نزدیک

nearshore location

موقعیت نزدیک

nearshore market

بازار نزدیک

nearshore strategy

استراتژی نزدیک

nearshore partnership

همکاری نزدیک

nearshore solutions

راه حل های نزدیک

nearshore industry

صنعت نزدیک

جملات نمونه

nearshore outsourcing can reduce costs significantly.

برون‌سپاری نزدیک‌shore می‌تواند هزینه‌ها را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

many companies prefer nearshore solutions for better collaboration.

بسیاری از شرکت‌ها ترجیح می‌دهند برای همکاری بهتر از راهکارهای نزدیک‌shore استفاده کنند.

nearshore development teams often work in similar time zones.

تیم‌های توسعه نزدیک‌shore اغلب در مناطق زمانی مشابه کار می‌کنند.

we are looking for nearshore partners to expand our services.

ما به دنبال شرکای نزدیک‌shore برای گسترش خدمات خود هستیم.

nearshore markets offer a unique competitive advantage.

بازارهای نزدیک‌shore یک مزیت رقابتی منحصر به فرد ارائه می‌دهند.

utilizing nearshore resources can enhance project efficiency.

استفاده از منابع نزدیک‌shore می‌تواند کارایی پروژه را افزایش دهد.

nearshore opportunities are growing in various industries.

فرصت‌های نزدیک‌shore در حال گسترش در صنایع مختلف هستند.

companies are increasingly adopting nearshore strategies.

شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای در حال پذیرش استراتژی‌های نزدیک‌shore هستند.

nearshore it services can provide high-quality support.

خدمات IT نزدیک‌shore می‌توانند پشتیبانی با کیفیت بالا ارائه دهند.

we should evaluate the benefits of nearshore operations.

ما باید مزایای عملیات نزدیک‌shore را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید