onshore drilling
دریاهنشینی
onshore wind farm
توربین بادی ساحلی
onshore production
تولید ساحلی
onshore operations
عملیات ساحلی
onshore exploration
اکتشافات ساحلی
an onshore beacon; an onshore patrol.
نشانگر ساحلی؛ گشت ساحلی.
This will save the expense of building pipelines to plants onshore and thus allow “stranded” gas, once thought unviable, to be exploited.
این امر باعث صرفهجویی در هزینههای ساخت خطوط لوله به نیروگاههای خشکی میشود و در نتیجه به امکان بهرهبرداری از گاز «بافتیافته» که زمانی غیرقابل استفاده تلقی میشد، اجازه میدهد.
to go onshore for supplies
برای تامین نیازها به خشکی بروید
onshore drilling
دریاهنشینی
onshore wind farm
توربین بادی ساحلی
onshore production
تولید ساحلی
onshore operations
عملیات ساحلی
onshore exploration
اکتشافات ساحلی
an onshore beacon; an onshore patrol.
نشانگر ساحلی؛ گشت ساحلی.
This will save the expense of building pipelines to plants onshore and thus allow “stranded” gas, once thought unviable, to be exploited.
این امر باعث صرفهجویی در هزینههای ساخت خطوط لوله به نیروگاههای خشکی میشود و در نتیجه به امکان بهرهبرداری از گاز «بافتیافته» که زمانی غیرقابل استفاده تلقی میشد، اجازه میدهد.
to go onshore for supplies
برای تامین نیازها به خشکی بروید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید