neatening

[ایالات متحده]/ˈniːtənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈniːtənɪŋ/

ترجمه

v. عمل مرتب و منظم کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

neatening up

مرتب‌سازی

neatening tasks

وظایف مرتب‌سازی

neatening supplies

تجهیزات مرتب‌سازی

neatening work

کار مرتب‌سازی

neatening space

فضای مرتب‌سازی

neatening methods

روش‌های مرتب‌سازی

neatening process

فرآیند مرتب‌سازی

neatening routine

برنامه مرتب‌سازی

neatening ideas

ایده‌های مرتب‌سازی

neatening strategies

استراتژی‌های مرتب‌سازی

جملات نمونه

neatening the room made it feel more inviting.

مرتب کردن اتاق باعث شد احساس دعوت‌کننده‌تری داشته باشد.

the children enjoyed neatening their play area.

کودکان از مرتب کردن فضای بازی خود لذت بردند.

she spent the afternoon neatening her desk.

او بعد از ظهر را به مرتب کردن میزش گذراند.

neatening up after the party was a team effort.

مرتب کردن بعد از مهمانی یک تلاش گروهی بود.

he has a habit of neatening his workspace every day.

او عادت دارد هر روز فضای کار خود را مرتب کند.

neatening the garden helped it look more beautiful.

مرتب کردن باغ به زیباتر شدن آن کمک کرد.

she was praised for her neatening skills.

مهارت‌های مرتب کردن او مورد تحسین قرار گرفت.

neatening the files made it easier to find documents.

مرتب کردن فایل‌ها پیدا کردن اسناد را آسان‌تر کرد.

he believes that neatening his thoughts improves his writing.

او معتقد است که مرتب کردن افکارش باعث بهبود نوشتن او می‌شود.

they took turns neatening the common area.

آنها نوبت‌نوبت فضای مشترک را مرتب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید