disorganizing

[ایالات متحده]/[ˈdɪsɔːɡənaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdɪsɔːɡənaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث از دست دادن سازماندهی شدن؛ باعث ایجاد بی‌نظمی شدن.؛ ساختار یا سلسله مراتب قائم‌ال‌وجود را اخلال دادن.
adj. مایل به ایجاد بی‌نظم یا عدم سازماندهی.
v. -ing باعث اخلال در سازماندهی چیزی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

disorganizing effect

تاثیر نا منظم کننده

disorganizing influence

تأثیر نا منظم کننده

highly disorganizing

بسیار نا منظم کننده

disorganizing factors

عوامل نا منظم کننده

disorganized quickly

به سرعت نا منظم شده

disorganizing process

فرآیند نا منظم کننده

disorganizing thoughts

فکر های نا منظم کننده

disorganizing system

سیستم نا منظم کننده

finding disorganizing

یافتن نا منظم کننده

inherently disorganizing

به طور ذاتی نا منظم کننده

جملات نمونه

the constant moving was disorganizing my study habits.

تغییرات مداوم باعث اخلال در روش مطالعه من شد.

his chaotic filing system was disorganizing the entire office.

سیستم فایل‌سازی درهم‌فروش او باعث اخلال در کل دفتر شد.

the unexpected power outage was disorganizing our production schedule.

قطع ناگهانی برق باعث اخلال در برنامه تولید ما شد.

the new software update proved disorganizing for long-time users.

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید باعث اخلال برای کاربران بلندمدت شد.

the construction noise was disorganizing my attempts to concentrate.

صوت ساخت و ساز باعث اخلال در تلاش‌های من برای متمرکز شدن شد.

the sudden change in plans was disorganizing for the team.

تغییر ناگهانی در برنامه‌ها باعث اخلال برای تیم شد.

the lack of clear instructions was disorganizing the project workflow.

عدم وجود دستورالعمل‌های واضح باعث اخلال در جریان کار پروژه شد.

the messy desk was disorganizing my thoughts and productivity.

میز درهم‌فروش باعث اخلال در فکر و بهره‌وری من شد.

the constant interruptions were disorganizing my workflow significantly.

تداخلات مداوم به‌طور قابل توجهی جریان کار من را اخلال‌زا کرد.

the conflicting information was disorganizing the research process.

اطلاعات تعارض‌زا باعث اخلال در فرایند تحقیق شد.

the unexpected visitor was disorganizing the meeting schedule.

بازدیدکننده ناگهانی باعث اخلال در برنامه جلسه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید