| جمع | neckties |
a blue necktie with white dots
کراوات آبی با خال های سفید
Dress at the party was informal,with no neckties or fancy dresses.
لباس در مهمانی غیررسمی بود، بدون کراوات یا لباسهای مجلل.
The pallbearers who placed Jackson's casket into the hearse each wore a gold necktie, a single spangly white glove and sunglasses.
تابوتداران که جسد جکسون را در تابوت قرار دادند، هر کدام یک کراوات طلایی، یک دستکش سفید براق و عینک آفتابی پوشیده بودند.
He wore a stylish necktie to the job interview.
او یک کراوات شیک به مصاحبه شغلی پوشید.
She bought a new necktie for her husband's birthday.
او یک کراوات جدید برای تولد همسرش خرید.
The CEO always wears a silk necktie to important meetings.
مدیرعامل همیشه یک کراوات ابریشمی در جلسات مهم می پوشد.
He loosened his necktie after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری کراواتش را باز کرد.
The necktie matched perfectly with his suit.
کراوات به طور کامل با کت و شلوارش تطابق داشت.
She learned how to tie a necktie for her son's graduation.
او یاد گرفت که چگونه برای فارغ التحصیلی پسرش کراوات ببندد.
The groom chose a vibrant red necktie for his wedding day.
داماد یک کراوات قرمز پر جنب و جوش برای روز عروسی خود انتخاب کرد.
The professor always wears a bow tie instead of a traditional necktie.
پروفسور همیشه به جای کراوات سنتی، کراوات پاپیونی می پوشد.
She gifted him a designer necktie for their anniversary.
او یک کراوات طراحی شده به عنوان هدیه تولد سالگرد آنها به او داد.
The politician's striped necktie became his signature look.
کراوات راه راه سیاستمدار به ظاهر امضای او تبدیل شد.
a blue necktie with white dots
کراوات آبی با خال های سفید
Dress at the party was informal,with no neckties or fancy dresses.
لباس در مهمانی غیررسمی بود، بدون کراوات یا لباسهای مجلل.
The pallbearers who placed Jackson's casket into the hearse each wore a gold necktie, a single spangly white glove and sunglasses.
تابوتداران که جسد جکسون را در تابوت قرار دادند، هر کدام یک کراوات طلایی، یک دستکش سفید براق و عینک آفتابی پوشیده بودند.
He wore a stylish necktie to the job interview.
او یک کراوات شیک به مصاحبه شغلی پوشید.
She bought a new necktie for her husband's birthday.
او یک کراوات جدید برای تولد همسرش خرید.
The CEO always wears a silk necktie to important meetings.
مدیرعامل همیشه یک کراوات ابریشمی در جلسات مهم می پوشد.
He loosened his necktie after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری کراواتش را باز کرد.
The necktie matched perfectly with his suit.
کراوات به طور کامل با کت و شلوارش تطابق داشت.
She learned how to tie a necktie for her son's graduation.
او یاد گرفت که چگونه برای فارغ التحصیلی پسرش کراوات ببندد.
The groom chose a vibrant red necktie for his wedding day.
داماد یک کراوات قرمز پر جنب و جوش برای روز عروسی خود انتخاب کرد.
The professor always wears a bow tie instead of a traditional necktie.
پروفسور همیشه به جای کراوات سنتی، کراوات پاپیونی می پوشد.
She gifted him a designer necktie for their anniversary.
او یک کراوات طراحی شده به عنوان هدیه تولد سالگرد آنها به او داد.
The politician's striped necktie became his signature look.
کراوات راه راه سیاستمدار به ظاهر امضای او تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید