negated

[ایالات متحده]/nɪˈɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/nɪˈɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته negate؛ بی‌اثر کردن؛ انکار کردن
adj. انکار کننده یا متناقض

عبارات و ترکیب‌ها

negated statement

بیان نفی‌شده

negated argument

استدلال نفی‌شده

negated effect

اثر نفی‌شده

negated condition

شرط نفی‌شده

negated possibility

احتمال نفی‌شده

negated claim

ادعای نفی‌شده

negated value

ارزش نفی‌شده

negated result

نتیجه نفی‌شده

negated outcome

نتیجه نفی‌شده

negated response

پاسخ نفی‌شده

جملات نمونه

the results were negated by the new evidence.

نتایج توسط شواهد جدید نقض شد.

his argument was completely negated by her counterpoint.

استدلال او به طور کامل توسط پاسخ او نقض شد.

they felt that their efforts had been negated by the circumstances.

آنها احساس کردند که تلاش هایشان توسط شرایط نقض شده است.

the benefits of the plan were negated by its high costs.

مزایای طرح توسط هزینه های بالای آن نقض شد.

his previous achievements were negated by recent failures.

دستاوردهای قبلی او توسط شکست های اخیر نقض شد.

the team's victory was negated by a controversial penalty.

پیروزی تیم توسط یک پنالتی جنجالی نقض شد.

all their hard work was negated by a single mistake.

همه تلاش های آنها توسط یک اشتباه کوچک نقض شد.

her confidence was negated after receiving harsh criticism.

اعتماد به نفس او پس از دریافت انتقادات شدید نقض شد.

the positive feedback was negated by the lack of follow-up.

بازخورد مثبت توسط عدم پیگیری نقض شد.

his enthusiasm was negated when he heard the bad news.

شور و شوق او زمانی که خبر بدی را شنید نقض شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید