reversed

[ایالات متحده]/rɪ'vɝst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. معکوس; مخالف
v. برعکس کردن; به سمت بالا برگرداندن
Word Forms
قسمت سوم فعلreversed
زمان گذشتهreversed

عبارات و ترکیب‌ها

reverse order

ترتیب معکوس

reversed phase

فاز معکوس

reversed flow

جریان معکوس

reversed polarity

قطبیت معکوس

جملات نمونه

the lorry reversed into the back of a bus.

کامیون به عقب اتوبری رفت.

He reversed the car.

او ماشین را معکوس کرد.

She reversed the paper.

او کاغذ را معکوس کرد.

The car reversed out.

ماشین به عقب خارج شد.

The car was reversed through the gate.

ماشین از طریق دروازه به عقب رفت.

the court reversed his conviction.

دادگاه حکم محکومیت او را نقض کرد.

he reversed out of the parking space.

او از جای پارک عقب رفت.

reversed their planned course of action.

آنها مسیر عملیاتی برنامه ریزی شده خود را معکوس کردند.

I got in the car, reversed it and drove it up the drive.

من سوار ماشین شدم، آن را معکوس کردم و آن را به سمت مسیر رانندگی کردم.

the experimenter and the subject reversed roles and the experiment was repeated.

محقق و موضوع نقش‌ها را معکوس کردند و آزمایش تکرار شد.

the ship's engines reversed and cut out altogether.

موتورهای کشتی معکوس شدند و به طور کامل خاموش شدند.

their press ads had a headline reversed out of the illustration.

تبلیغات مطبوعاتی آنها دارای یک تیتر بود که از تصویر معکوس شده بود.

The appeal court reversed the original verdict and set the prisoner free.

دادگاه تجدید نظر حکم اولیه را نقض کرد و زندانی را آزاد کرد.

He reversed the judgment and set the prisoner free after all.

او حکم را نقض کرد و در نهایت زندانی را آزاد کرد.

If the machine can not turn because of too much plugging compound.If there is marginal effect, main motor can be reversed, and backout the feedmagazine and run again.

اگر دستگاه به دلیل مقدار زیاد ماده پلاگینگ نمی تواند بچرخد. اگر اثر حاشیه ای وجود دارد، موتور اصلی می تواند معکوس شود و مجدداً مجله تغذیه را عقب برگردانید و دوباره اجرا کنید.

However, the analgesic effects of acupuncture and morphine were not reversed by naloxone microinjected into the amygdala or the mesencephalic reticular formation. 2 .

با این حال، اثرات ضد درد طب سوزنی و مورفین با استفاده از نالوکسون که به طور میکروسکوپی در آمیگدال یا شبکه‌ای میانی مغز تزریق شده بود، معکوس نشد. 2 .

Paleomagnetic measurements demonstrate that the Jijiagou section which is the stratotype one of Baode Stage of the Neogene in China records 12 normal and 11 reversed polarity zones.

اندازه گیری های پالهومغناطیسی نشان می دهد که بخش جیجیائگو که یک نمونه استراتیژیک مرحله باود در چین است، 12 منطقه قطبیت نرمال و 11 منطقه معکوس را ثبت می کند.

A reversed phase high performance liquid chromatographic(RP-HPLC) method for the determination of zearalenone and its metabolites in foodstuff was developed.

یک روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا با فاز معکوس (RP-HPLC) برای تعیین زئارالنون و متابولیت‌های آن در مواد غذایی توسعه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید