negligible

[ایالات متحده]/ˈneɡlɪdʒəbl/
[بریتانیا]/ˈneɡlɪdʒəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل نادیده گرفتن

جملات نمونه

He is a negligible person in the government.

او شخصیتی ناچیز در دولت است.

There was a negligible amount of rain in that region last year.

مقدار بارش ناچیز در آن منطقه سال گذشته وجود داشت.

There is a negligible difference in meaning between these two words.

تفاوت ناچیزی در معنا بین این دو کلمه وجود دارد.

They argued that only a negligible rise in atmosphere radioactivity resulted from the test.

آنها استدلال کردند که تنها افزایش ناچیز در رادیواکتیویتی جو از این آزمایش ناشی شده است.

debt-ridden farmers struggling with adversity. Bothmishap and mischance connote slight or negligible incidents or consequences:

کشاورزان بدهکار که با سختی دست و پنجه روبرو هستند. هم «حادثه ناگوار» و هم «شانس بد» نشان دهنده حوادث یا عواقبی جزئی یا ناچیز است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید