He is a negligible person in the government.
او شخصیتی ناچیز در دولت است.
There was a negligible amount of rain in that region last year.
مقدار بارش ناچیز در آن منطقه سال گذشته وجود داشت.
There is a negligible difference in meaning between these two words.
تفاوت ناچیزی در معنا بین این دو کلمه وجود دارد.
They argued that only a negligible rise in atmosphere radioactivity resulted from the test.
آنها استدلال کردند که تنها افزایش ناچیز در رادیواکتیویتی جو از این آزمایش ناشی شده است.
debt-ridden farmers struggling with adversity. Bothmishap and mischance connote slight or negligible incidents or consequences:
کشاورزان بدهکار که با سختی دست و پنجه روبرو هستند. هم «حادثه ناگوار» و هم «شانس بد» نشان دهنده حوادث یا عواقبی جزئی یا ناچیز است:
He is a negligible person in the government.
او شخصیتی ناچیز در دولت است.
There was a negligible amount of rain in that region last year.
مقدار بارش ناچیز در آن منطقه سال گذشته وجود داشت.
There is a negligible difference in meaning between these two words.
تفاوت ناچیزی در معنا بین این دو کلمه وجود دارد.
They argued that only a negligible rise in atmosphere radioactivity resulted from the test.
آنها استدلال کردند که تنها افزایش ناچیز در رادیواکتیویتی جو از این آزمایش ناشی شده است.
debt-ridden farmers struggling with adversity. Bothmishap and mischance connote slight or negligible incidents or consequences:
کشاورزان بدهکار که با سختی دست و پنجه روبرو هستند. هم «حادثه ناگوار» و هم «شانس بد» نشان دهنده حوادث یا عواقبی جزئی یا ناچیز است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید