neighborhoods

[ایالات متحده]/ˈneɪbəhʊdz/
[بریتانیا]/ˈneɪbərhʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق اطراف یک مکان خاص؛ مردم ساکن در یک منطقه خاص؛ نواحی مجاور یک مکان؛ جوامع نزدیک

عبارات و ترکیب‌ها

safe neighborhoods

محله‌های امن

urban neighborhoods

محله‌های شهری

local neighborhoods

محله‌های محلی

residential neighborhoods

محله‌های مسکونی

historic neighborhoods

محله‌های تاریخی

suburban neighborhoods

محله‌های حومه شهر

family neighborhoods

محله‌های خانوادگی

affluent neighborhoods

محله‌های مرفه

diverse neighborhoods

محله‌های متنوع

quiet neighborhoods

محله‌های آرام

جملات نمونه

many neighborhoods have community events to bring residents together.

بسیاری از محله‌ها رویدادهای اجتماعی برای گرد هم آوردن ساکنان دارند.

safety is a top priority in our neighborhoods.

ایمنی در محله‌های ما اولویت بالایی دارد.

new parks are being built in several neighborhoods.

پارک‌های جدید در چندین محله در حال ساخت هستند.

neighborhoods often reflect the culture of their residents.

محله‌ها اغلب فرهنگ ساکنان خود را منعکس می‌کنند.

we should support local businesses in our neighborhoods.

ما باید از کسب و کارهای محلی در محله‌های خود حمایت کنیم.

some neighborhoods are known for their vibrant nightlife.

برخی از محله‌ها به خاطر زندگی شبانه پر جنب و جوش خود مشهور هستند.

neighborhoods with good schools attract families.

محله‌هایی که مدارس خوبی دارند، خانواده‌ها را جذب می‌کنند.

volunteers help clean up the neighborhoods every month.

داوطلبان هر ماه به تمیز کردن محله‌ها کمک می‌کنند.

local art installations can beautify neighborhoods.

نصب هنری محلی می‌تواند محله‌ها را زیبا کند.

neighborhoods often organize block parties during the summer.

محله‌ها اغلب در طول تابستان جشن‌های بلوکی برگزار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید