districts

[ایالات متحده]/ˈdɪstrɪkts/
[بریتانیا]/ˈdɪstrɪkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق تقسیم شده برای مقاصد اداری، قضایی، انتخاباتی یا آموزشی; تقسیمات انتخاباتی; زیرمجموعه‌های یک محله در بریتانیا

عبارات و ترکیب‌ها

urban districts

مناطق شهری

rural districts

مناطق روستایی

school districts

ناحیه‌های آموزشی

districts map

نقشه مناطق

districts council

شورای مناطق

administrative districts

مناطق اداری

districts boundaries

مرزهای مناطق

districts office

دفتر مناطق

districts divisions

تقسیمات مناطق

districts representation

نمایندگی مناطق

جملات نمونه

the city is divided into several districts.

شهر به چندین منطقه تقسیم شده است.

each district has its own unique charm.

هر منطقه دارای جذابیت منحصر به فرد خود است.

local governments manage the districts effectively.

دولت‌های محلی به طور موثر مناطق را مدیریت می‌کنند.

many districts are known for their vibrant nightlife.

بسیاری از مناطق به دلیل زندگی شبانه پر جنب و جوش خود مشهور هستند.

districts often compete for funding and resources.

مناطق اغلب برای تامین بودجه و منابع با یکدیگر رقابت می‌کنند.

schools in different districts may have varying standards.

مدارس در مناطق مختلف ممکن است استانداردهای متفاوتی داشته باشند.

residents in the districts participate in community events.

ساکنان مناطق در رویدادهای جامعه شرکت می‌کنند.

some districts are more affluent than others.

برخی از مناطق از سایر مناطق مرفه تر هستند.

public transportation connects all the districts.

حمل و نقل عمومی تمام مناطق را به هم متصل می‌کند.

districts often host cultural festivals throughout the year.

مناطق اغلب در طول سال میزبان جشنواره‌های فرهنگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید