neighing

[ایالات متحده]/ˈneɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈneɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (صدای اسبی که می‌زند)

عبارات و ترکیب‌ها

neighing horse

اسب که با صدای بلند نعله بزند

neighing sound

صدای نعله

neighing loudly

با صدای بلند نعله زدن

neighing softly

به آرامی نعله زدن

neighing in joy

نعله زدن از شادی

neighing at night

نعله زدن در شب

neighing with excitement

نعله زدن با هیجان

neighing in response

نعله زدن در پاسخ

neighing together

با هم نعله زدن

neighing playfully

به صورت بازیگوشانه نعله زدن

جملات نمونه

the horse was neighing loudly in the stable.

اسب به شدت در طویله هاج و واج بود.

she could hear the neighing of the horses from afar.

او می‌توانست صدای هاج و واج اسب‌ها را از دور بشنود.

the sound of neighing filled the air during the competition.

صدای هاج و واج در طول مسابقه هوا را پر کرد.

neighing is a way for horses to communicate.

هاج و واج راهی برای ارتباط اسب‌ها است.

the foal started neighing as it saw its mother.

بوقی به محض اینکه مادرش را دید شروع به هاج و واج کردن کرد.

he enjoyed the sound of neighing while riding in the countryside.

او از صدای هاج و واج در حالی که در حومه شهر سوار می‌شد لذت می‌برد.

the neighing of the stallion attracted the attention of nearby mares.

صدای هاج و واج اسب نر توجه مارهای نزدیک را جلب کرد.

after the race, the horses were neighing in excitement.

بعد از مسابقه، اسب‌ها با هیجان هاج و واج می‌کردند.

she recorded the neighing of the horses for her project.

او صدای هاج و واج اسب‌ها را برای پروژه‌اش ضبط کرد.

the neighing echoed across the fields at dawn.

صدای هاج و واج در سپیده دم در سراسر مزارع طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید