horse's neigh
واژهی اسب
loud neigh
واژهی بلند
He heard the horse’s neigh in the distance.
او صدای ناله اسب را در دوردست شنید.
they neighed dutifully at jokes they did not understand.
آنها با احترام و وظیفهشناسی به شوخیهایی که متوجه نمیشدند، واق واق کردند.
The sound of a horse's neigh echoed through the valley.
صدای ناله اسب در دره طنین انداز شد.
She could hear the neigh of the horses in the distance.
او میتوانست صدای ناله اسبها را در دوردست بشنود.
The neigh of the horse startled the little girl.
صدای ناله اسب دختربچه کوچک را ترساند.
He could imitate the neigh of a horse perfectly.
او میتوانست صدای ناله اسب را به طور کامل تقلید کند.
The neigh of the horse signaled the start of the race.
صدای ناله اسب شروع مسابقه را نشان داد.
The neigh of the horse was loud and clear in the quiet night.
صدای ناله اسب در شب آرام بلند و واضح بود.
The neigh of the horse carried a sense of urgency.
صدای ناله اسب حسی از فوریت را به همراه داشت.
She could distinguish her horse's neigh from the others in the barn.
او میتوانست صدای ناله اسب خود را از صدای دیگران در طویله تشخیص دهد.
The neigh of the horse was a familiar sound on the farm.
صدای ناله اسب صدایی آشنا در مزرعه بود.
The neigh of the horse was music to his ears.
صدای ناله اسب برای او مانند موسیقی بود.
horse's neigh
واژهی اسب
loud neigh
واژهی بلند
He heard the horse’s neigh in the distance.
او صدای ناله اسب را در دوردست شنید.
they neighed dutifully at jokes they did not understand.
آنها با احترام و وظیفهشناسی به شوخیهایی که متوجه نمیشدند، واق واق کردند.
The sound of a horse's neigh echoed through the valley.
صدای ناله اسب در دره طنین انداز شد.
She could hear the neigh of the horses in the distance.
او میتوانست صدای ناله اسبها را در دوردست بشنود.
The neigh of the horse startled the little girl.
صدای ناله اسب دختربچه کوچک را ترساند.
He could imitate the neigh of a horse perfectly.
او میتوانست صدای ناله اسب را به طور کامل تقلید کند.
The neigh of the horse signaled the start of the race.
صدای ناله اسب شروع مسابقه را نشان داد.
The neigh of the horse was loud and clear in the quiet night.
صدای ناله اسب در شب آرام بلند و واضح بود.
The neigh of the horse carried a sense of urgency.
صدای ناله اسب حسی از فوریت را به همراه داشت.
She could distinguish her horse's neigh from the others in the barn.
او میتوانست صدای ناله اسب خود را از صدای دیگران در طویله تشخیص دهد.
The neigh of the horse was a familiar sound on the farm.
صدای ناله اسب صدایی آشنا در مزرعه بود.
The neigh of the horse was music to his ears.
صدای ناله اسب برای او مانند موسیقی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید