neurolysis

[ایالات متحده]/nʊəˈrɒlɪsɪs/
[بریتانیا]/nʊˈrɑːlɪsɪs/

ترجمه

n. تخریب بافت عصبی؛ خستگی ذهنی

عبارات و ترکیب‌ها

neurolysis procedure

روش نورالیز

neurolysis technique

تکنیک نورالیز

neurolysis treatment

درمان نورالیز

neurolysis therapy

درماني نورالیز

neurolysis surgery

جراحی نورالیز

neurolysis effect

اثرات نورالیز

neurolysis outcome

نتیجه نورالیز

neurolysis application

کاربرد نورالیز

neurolysis indication

نشانگر نورالیز

neurolysis benefits

مزایای نورالیز

جملات نمونه

neurolysis is often used to relieve nerve compression.

نورو لیزیس اغلب برای تسکین فشار روی عصب استفاده می شود.

the procedure of neurolysis can help improve mobility.

روش نورولیزیز می تواند به بهبود تحرک کمک کند.

doctors may recommend neurolysis for chronic pain management.

پزشکان ممکن است نورولیزیز را برای مدیریت درد مزمن توصیه کنند.

neurolysis techniques vary depending on the condition being treated.

تکنیک های نورولیزیز بسته به شرایط درمانی متفاوت است.

post-operative care is essential after neurolysis.

مراقبت های بعد از عمل پس از نورولیزیز ضروری است.

neurolysis can be performed using different surgical methods.

نورو لیزیس را می توان با استفاده از روش های جراحی مختلف انجام داد.

patients should discuss the risks of neurolysis with their doctors.

بیماران باید خطرات نورولیزیز را با پزشکان خود در میان بگذارند.

neurolysis has been shown to provide significant relief in some cases.

نورو لیزیس نشان داده شده است که در برخی موارد تسکین قابل توجهی را فراهم می کند.

the success rate of neurolysis varies among individuals.

نرخ موفقیت نورولیزیز در بین افراد متفاوت است.

neurolysis may be considered when conservative treatments fail.

ممکن است در نظر گرفتن نورولیزیز زمانی که درمان های محافظه کارانه شکست می خورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید