neurorepair

[ایالات متحده]/ˌnjʊərərɪˈpeə/
[بریتانیا]/ˌnʊrərɪˈpɛr/

ترجمه

n. فرایند یا روش پزشکی برای ترمیم بافت عصبی، سلول‌های عصبی یا سیستم عصبی.

جملات نمونه

neurorepair mechanisms offer hope for stroke patients.

مکانیسم‌های نوروپاریس امیدی را برای بیماران مبتلا به ایسکمی مغز ایجاد می‌کنند.

researchers are exploring new neurorepair strategies.

پژوهشگران راهکارهای جدید نوروپاریس را مورد بررسی قرار می‌دهند.

stem cells show promise for neurorepair after spinal cord injury.

سلول‌های بنیادی پتانسیل بالایی برای نوروپاریس پس از آسیب مهره‌های ستون فقرات دارند.

the neurorepair process can take months or years.

فرآیند نوروپاریس ممکن است چند ماه یا چند سال طول بکشد.

advances in neurorepair have transformed treatment options.

پیشرفت‌های نوروپاریس گزینه‌های درمانی را تغییر داده‌اند.

neurorepair therapy requires precise timing and targeting.

درمان نوروپاریس نیاز به زمان‌بندی دقیق و هدف‌گذاری دارد.

scientists discovered a breakthrough in neurorepair research.

دانشمندان یک پیشرفت بزرگ در پژوهش‌های نوروپاریس کشف کردند.

the brain's natural capacity for neurorepair is limited.

ظرفیت طبیعی مغز برای نوروپاریس محدود است.

neurorepair technologies continue to evolve rapidly.

فناوری‌های نوروپاریس به سرعت در حال توسعه هستند.

clinical trials are testing innovative neurorepair approaches.

آزمایش‌های بالینی روی رویکردهای نوآورانه نوروپاریس انجام می‌شود.

neurorepair mechanisms involve multiple cell types and signaling pathways.

مکانیسم‌های نوروپاریس شامل انواع مختلف سلول‌ها و مسیرهای انتقال سیگنال است.

early intervention is critical for successful neurorepair.

Müdداوله زودهنگام برای نوروپاریس موفقیت‌آمیز ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید