nibbled

[ایالات متحده]/ˈnɪbld/
[بریتانیا]/ˈnɪbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک nibble; به آرامی چیزی را گاز زدن یا گاز گرفتن; با گاز زدن سوراخی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

nibbled cheese

پنیر خورده

nibbled edges

لبه‌های خورده

nibbled cookie

کیک خورده

nibbled fruit

میوه خورده

nibbled paper

مقوا خورده

nibbled bread

نان خورده

nibbled snacks

میان وعده‌های خورده

nibbled leaves

برگ‌های خورده

nibbled vegetables

سبزیجات خورده

nibbled corners

گوشه‌های خورده

جملات نمونه

the rabbit nibbled on the fresh carrots.

خرگوش روی هویج تازه می‌جوید.

she nibbled at the edges of her sandwich.

او لبه‌های ساندویچ خود را می‌جوید.

the child nibbled on the cookie while watching tv.

بچه در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد، روی بیسکویت می‌جوید.

the mouse nibbled through the cardboard box.

موش از داخل جعبه مقوا عبور کرد.

he nibbled nervously on his fingernails.

او با اضطراب روی ناخن‌هایش می‌جوید.

the deer nibbled the leaves from the low branches.

گوزن برگ‌های شاخه‌های پایین را می‌جوید.

she nibbled a piece of chocolate after dinner.

او بعد از شام یک تکه شکلات می‌جوید.

the puppy nibbled at my shoelaces playfully.

سگ بچه به طور بازیگانه به بند کفش من می‌جوید.

he nibbled on the popcorn during the movie.

او در حین تماشای فیلم، پاپ‌کورن می‌جوید.

the bird nibbled at the seeds on the ground.

پرنده دانه‌های روی زمین را می‌جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید