nipping

[ایالات متحده]/ˈnɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تند و گزنده، معمولاً به وضعیت آب و هوا اشاره دارد؛ در لحن، بریدگی یا کنایه‌آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

nipping cold

سرما گزنده

nipping breeze

نسیم گزنده

nipping pain

درد گزنده

nipping sensation

احساس گزنده

nipping criticism

انتقاد گزنده

nipping remark

اظهار نظر گزنده

nipping fear

ترس گزنده

nipping doubt

شک گزنده

nipping anxiety

اضطراب گزنده

nipping chill

سردی گزنده

جملات نمونه

the dog was nipping at my heels as i walked.

سگ در حال گاز زدن به پاشنه های من بود وقتی در حال قدم زدن بودم.

she felt a nipping chill in the air during the evening.

او در طول بعد از ظهر احساس سرما و گزندگی در هوا کرد.

the child was nipping at the edges of the blanket.

کودک لبه های پتو را گاز می گرفت.

he was nipping away at his homework all night.

او تمام شب به تکالیفش می پرداخت.

the cold wind was nipping at her exposed skin.

باد سرد پوست در معرض او را می گزید.

she noticed a nipping sensation in her fingers.

او یک حس گزنده در انگشتانش احساس کرد.

the puppy kept nipping playfully at his owner's shoes.

سگ توله به طور بازیگانهانه کفش صاحب خود را گاز می گرفت.

he was nipping at the edges of his patience.

او در حال نزدیک شدن به لبه های صبر خود بود.

the frost was nipping at the garden plants.

یخ زدگی داشت گیاهان باغ را می گزید.

she felt a nipping hunger after the long hike.

او بعد از پیاده روی طولانی احساس گرسنگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید