non-billable

[ایالات متحده]/[ˌnɒn ˈbɪləbl]/
[بریتانیا]/[ˌnɑːn ˈbɪləbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمی‌تواند برای آن پول دریافت کرد؛ غیر قابل پرداخت؛ مربوط به کار یا خدماتی که نمی‌توان آن‌ها را در یک فاکتوره شمرد.
n. کار یا خدماتی که نمی‌توان آن‌ها را در یک فاکتوره شمرد.

عبارات و ترکیب‌ها

non-billable hours

ساعات غیر قابل فاکتور

non-billable work

کارهای غیر قابل فاکتور

was non-billable

غیر قابل فاکتور بود

non-billable time

زمان غیر قابل فاکتور

mark as non-billable

به عنوان غیر قابل فاکتور علامت‌گذاری کن

considered non-billable

به عنوان غیر قابل فاکتور در نظر گرفته شد

non-billable expense

هزی‌ن‌های غیر قابل فاکتور

extensive non-billable

غیر قابل فاکتور گسترده

non-billable activities

فعالیت‌های غیر قابل فاکتور

truly non-billable

کاملاً غیر قابل فاکتور

جملات نمونه

the paralegal flagged several hours as non-billable.

کمک‌کننده قانونی چند ساعت را به عنوان غیرقابل فروش علامت‌گذاری کرد.

we need to reduce the amount of non-billable time spent on research.

ما نیاز داریم میزان زمان غیرقابل فروش صرف شده در تحقیق را کاهش دهیم.

a significant portion of their time was non-billable due to internal meetings.

بخش قابل توجهی از زمان آن‌ها به دلیل جلسات داخلی غیرقابل فروش بود.

the firm tracks non-billable hours to improve efficiency.

شرکت زمان‌های غیرقابل فروش را ردیابی می‌کند تا کارایی را بهبود بخشد.

training and administrative tasks are often considered non-billable.

آموزش و وظایف اداری اغلب به عنوان غیرقابل فروش در نظر گرفته می‌شوند.

the associate's non-billable hours were higher than average.

ساعت‌های غیرقابل فروش همکار بیشتر از میانگین بود.

we categorized the time as non-billable for client communication.

ما زمان را به دلیل ارتباط با مشتری به عنوان غیرقابل فروش دسته‌بندی کردیم.

the project included a substantial amount of non-billable work.

این پروژه مقدار قابل توجهی کار غیرقابل فروش را شامل می‌شد.

it's important to distinguish between billable and non-billable activities.

مهم است که بین فعالیت‌های قابل فروش و غیرقابل فروش تمایز قائل شویم.

the report detailed the firm's non-billable hours for the quarter.

گزارش زمان‌های غیرقابل فروش شرکت برای این فصل را به طور جزئی توضیح داد.

many firms have policies regarding non-billable work expectations.

بیشتر شرکت‌ها قوانینی در مورد انتظارات کار غیرقابل فروش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید