unpaid

[ایالات متحده]/ʌn'peɪd/
[بریتانیا]/ˌʌn'ped/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرداخت نشده؛ بدون جبران.

عبارات و ترکیب‌ها

unpaid leave

مرخصی بدون حقوق

جملات نمونه

unpaid labour in the home.

کار بدون حقوق در خانه

a slew of unpaid bills.

تعدادی صورت‌حساب پرداخت نشده

cleaned up the unpaid bills.

رسیدگی به قبوض پرداخت نشده

A writ was served on the firm in respect of their unpaid bill.

یک اجرائیه به شرکت به دلیل قبض پرداخت نشده ارسال شد.

Doctors work excessive unpaid overtime.

پزشکان بیش از حد اضافه کاری پرداخت نشده انجام می‌دهند.

customers who leave their bills unpaid till the last minute

مشتریانی که قبوض خود را تا آخرین لحظه پرداخت نمی‌کنند

all unpaid dividend payments cumulate and are paid when earnings are sufficient.

تمام پرداخت‌های سود تقسیمی پرداخت نشده انباشته می‌شوند و زمانی که درآمد کافی باشد پرداخت می‌شوند.

Many unemployed people welcome the chance to do purposeful work, even if unpaid.

بسیاری از افراد بیکار از فرصت انجام کار هدفمند استقبال می‌کنند، حتی اگر غیرقابل پرداخت باشد.

He’s doing a month’s unpaid work experience with an engineering firm.

او یک ماه تجربه کاری بدون حقوق با یک شرکت مهندسی انجام می‌دهد.

worrying about the unpaid bills. See also Synonyms at flock 1

نگران قبوض پرداخت نشده. همچنین به مترادف‌ها در flock 1 مراجعه کنید

The track leaseholder, Simon Gillett, is being sued by the owner of the site for unpaid rent. They will meet at Derby County Court on June 8.

مالک زمین، سایمون گیلیت، به دلیل پرداخت ندادن اجاره بها توسط مالک سایت مورد شکایت قرار گرفته است. آنها در دادگاه شهرستان دربی در 8 ژوئن با هم ملاقات خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید