non-essential

[ایالات متحده]/[nɒn ɪˈsen(t)ʃəl]/
[بریتانیا]/[nɒn ɪˈsen(t)ʃəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضروری نبودن؛ لازم نبودن.؛ حیاتی یا حیاتی نبودن.
n. چیزی که ضروری نیست.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

non-essential details

جزئیات غیر ضروری

non-essential functions

توابع غیر ضروری

considered non-essential

به عنوان غیر ضروری در نظر گرفته شده

non-essential items

آیتم‌های غیر ضروری

rendering non-essential

تبدیل به غیر ضروری

non-essential information

اطلاعات غیر ضروری

deemed non-essential

به عنوان غیر ضروری ارزیابی شده

non-essential staff

کارکنان غیر ضروری

treating as non-essential

در نظر گرفتن به عنوان غیر ضروری

non-essential services

خدمات غیر ضروری

جملات نمونه

the information about the speaker's background is non-essential to understanding the main argument.

اطلاعاتی درباره پس‌زمینه‌ی سخن‌گو برای درک مفهوم اصلی غیرضروری است.

the decorative trim on the building is non-essential, but it adds to its charm.

ترمیم‌های زیبای ساختمان غیرضروری هستند، اما زیبایی آن را افزایش می‌دهند.

in this recipe, the step involving marinating the chicken is non-essential.

در این دستور پخت، مرحله‌ی گذاشتن گوشت مرغ در مارینیت غیرضروری است.

the extra features on the phone are non-essential for most users.

ویژگی‌های اضافی تلفن برای اکثر کاربران ضروری نیستند.

the clause in the contract regarding arbitration was deemed non-essential.

بند مربوط به تطبیق قرارداد در قرارداد به عنوان غیرضروری در نظر گرفته شد.

the museum visit was non-essential, but we enjoyed it nonetheless.

بازدید از موزه غیرضروری بود، اما ما آن را لذت بردیم.

adding a cover letter is non-essential if you have a strong referral.

اگر شما یک معرفی قوی دارید، اضافه کردن یک پوشش نامه ضروری نیست.

the company decided that the annual team-building event was non-essential due to budget cuts.

شرکت تصمیم گرفت که به دلیل کاهش بودجه، رویداد سالانه‌ی ساخت تیم غیرضروری است.

the safety net was considered non-essential for this particular performance.

شبکه ایمنی برای این نمایش خاص به عنوان غیرضروری در نظر گرفته شد.

the detailed market research proved non-essential after the product launch.

پس از انتشار محصول، تحقیقات بازار جزئیات زیاد به عنوان غیرضروری ثابت شد.

the formal dinner was non-essential, so we opted for a casual meal instead.

شام رسمی غیرضروری بود، بنابراین ما به جای آن یک غذا آزاد انتخاب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید