non-exclusive

[ایالات متحده]/[nɒn ɪksˈklusɪv]/
[بریتانیا]/[nɒn ɪksˈskluːsɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود به یک فرد یا گروه نشده باشد؛ به بیش از یک طرف در دسترس باشد؛ به یک موجودیت خاص متعلق نباشد؛ مشترک باشد؛ محدود به یک فروشنده یا تأمین کننده خاص نشده باشد.
n. یک قرارداد یا ترتیب که خاص نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-exclusive agreement

همکاری غیرآحاد

non-exclusive rights

حقوق غیرآحاد

non-exclusive license

گواهی نامه غیرآحاد

non-exclusive basis

پایه غیرآحاد

non-exclusive distribution

توزیع غیرآحاد

being non-exclusive

بودن غیرآحاد

non-exclusively used

استفاده غیرآحاد

non-exclusive territory

منطقه غیرآحاد

non-exclusive arrangement

بند غیرآحاد

non-exclusive access

دسترسی غیرآحاد

جملات نمونه

the agreement was non-exclusive, allowing us to work with other suppliers.

این قرارداد غیراختصاصی بود، که به ما امکان کار کردن با سایر تأمین کنندگان را می داد.

we offered a non-exclusive license to use the software for research purposes.

ما یک مجوز غیراختصاصی برای استفاده از نرم افزار به منظور اهداف تحقیقاتی ارائه دادیم.

the non-exclusive distribution agreement gave them the right to sell, but not the sole right.

قرارداد توزیع غیراختصاصی به آنها حق فروش را داد، اما نه به طور منحصربه‌فرد.

this is a non-exclusive partnership; we can collaborate with other companies too.

این یک همکاری غیراختصاصی است؛ ما می‌توانیم با شرکت‌های دیگر نیز همکاری کنیم.

the non-exclusive territory allowed for competition within the region.

این منطقه غیراختصاصی به رقابت درون منطقه اجازه می‌دهد.

our non-exclusive contract ensures flexibility in sourcing materials.

قرارداد غیراختصاصی ما انعطاف‌پذیری در تأمین مواد را تضمین می‌کند.

the non-exclusive rights granted to them were limited in scope.

حقوق غیراختصاصی که به آنها داده شد محدود بود.

we sought a non-exclusive deal to maintain our competitive advantage.

ما یک معامله غیراختصاصی را به دنبال داشتیم تا مزیت رقابتی خود را حفظ کنیم.

the non-exclusive nature of the agreement fostered innovation.

طبيعت غیراختصاصی قرارداد نوآوری را ترویج می‌داد.

they signed a non-exclusive agreement for access to the technology.

آنها یک قرارداد غیراختصاصی را برای دسترسی به فناوری امضا کردند.

the non-exclusive arrangement provided multiple options for our business.

این تنظیم غیراختصاصی چندین گزینه برای کسب و کار ما فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید