non-gambler

[ایالات متحده]/[nɒn ˈɡæmblə]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈɡæmblər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بازی می‌کند؛ کسی که از بازی کردن پرهیز می‌کند.
adj. شرکت‌کننده در بازی کردن؛ از بازی کردن پرهیز.

عبارات و ترکیب‌ها

a non-gambler

کسی که بازیکن شرط بندی نیست

being a non-gambler

بودن کسی که بازیکن شرط بندی نیست

the non-gambler

کسی که بازیکن شرط بندی نیست

non-gamblers often

کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند اغلب

was a non-gambler

کسی که بازیکن شرط بندی نیست بود

non-gambler status

وضعیت کسی که بازیکن شرط بندی نیست

became a non-gambler

کسی که بازیکن شرط بندی نیست شد

identify as non-gamblers

خود را به عنوان کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند شناسایی کنید

non-gambler profile

پروفایل کسی که بازیکن شرط بندی نیست

is a non-gambler

کسی که بازیکن شرط بندی نیست

جملات نمونه

he is a committed non-gambler and avoids casinos entirely.

او یک غیر شرط بند واقعی است و کاملاً از کازینوها پرهیز می‌کند.

as a responsible non-gambler, she encourages her children to stay away from betting.

به عنوان یک غیر شرط بند مسئول، او فرزندان خود را از شرط بندی دور می‌کشد.

the study focused on the behavioral differences between gamblers and non-gamblers.

این مطالعه بر روی تفاوت‌های رفتاری بین شرط بندان و غیر شرط بندان متمرکز بود.

being a non-gambler doesn't mean he's boring; he enjoys other hobbies.

بودن یک غیر شرط بند به این معنی نیست که او خسته کننده باشد؛ او سایر سرگرمی‌ها را دوست دارد.

she's a proud non-gambler and believes it's a waste of money.

او یک غیر شرط بند مفتخر است و معتقد است که این یک ضایعه مالی است.

many non-gamblers find the allure of casinos unsettling and stressful.

بسیاری از غیر شرط بندان جذب کازینوها را ناامید کننده و استرس زا می‌یابند.

the support group provides a safe space for recovering gamblers and non-gamblers alike.

گروه حمایتی فضای امنی را برای بازیگران شرط بندی و غیر شرط بندان درحال بهبود فراهم می‌کند.

he's a staunch non-gambler and actively campaigns against gambling expansion.

او یک غیر شرط بند ریخته گر است و فعالانه علیه گسترش شرط بندی مبارزه می‌کند.

the survey asked about gambling habits, including whether participants were non-gamblers.

این پرسش‌نامه درباره عادات شرط بندی پرسید، شامل اینکه آیا شرکت کنندگان غیر شرط بند هستند یا خیر.

she is a self-described non-gambler and prefers investing in the stock market.

او خود را یک غیر شرط بند می‌نامد و به جای شرط بندی، سرمایه گذاری در بازار سهام را ترجیح می‌دهد.

the family values included financial responsibility and being a non-gambler.

ارزش‌های خانواده شامل مسئولیت مالی و بودن یک غیر شرط بند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید