a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
being a non-gambler
بودن کسی که بازیکن شرط بندی نیست
the non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
non-gamblers often
کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند اغلب
was a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست بود
non-gambler status
وضعیت کسی که بازیکن شرط بندی نیست
became a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست شد
identify as non-gamblers
خود را به عنوان کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند شناسایی کنید
non-gambler profile
پروفایل کسی که بازیکن شرط بندی نیست
is a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
he is a committed non-gambler and avoids casinos entirely.
او یک غیر شرط بند واقعی است و کاملاً از کازینوها پرهیز میکند.
as a responsible non-gambler, she encourages her children to stay away from betting.
به عنوان یک غیر شرط بند مسئول، او فرزندان خود را از شرط بندی دور میکشد.
the study focused on the behavioral differences between gamblers and non-gamblers.
این مطالعه بر روی تفاوتهای رفتاری بین شرط بندان و غیر شرط بندان متمرکز بود.
being a non-gambler doesn't mean he's boring; he enjoys other hobbies.
بودن یک غیر شرط بند به این معنی نیست که او خسته کننده باشد؛ او سایر سرگرمیها را دوست دارد.
she's a proud non-gambler and believes it's a waste of money.
او یک غیر شرط بند مفتخر است و معتقد است که این یک ضایعه مالی است.
many non-gamblers find the allure of casinos unsettling and stressful.
بسیاری از غیر شرط بندان جذب کازینوها را ناامید کننده و استرس زا مییابند.
the support group provides a safe space for recovering gamblers and non-gamblers alike.
گروه حمایتی فضای امنی را برای بازیگران شرط بندی و غیر شرط بندان درحال بهبود فراهم میکند.
he's a staunch non-gambler and actively campaigns against gambling expansion.
او یک غیر شرط بند ریخته گر است و فعالانه علیه گسترش شرط بندی مبارزه میکند.
the survey asked about gambling habits, including whether participants were non-gamblers.
این پرسشنامه درباره عادات شرط بندی پرسید، شامل اینکه آیا شرکت کنندگان غیر شرط بند هستند یا خیر.
she is a self-described non-gambler and prefers investing in the stock market.
او خود را یک غیر شرط بند مینامد و به جای شرط بندی، سرمایه گذاری در بازار سهام را ترجیح میدهد.
the family values included financial responsibility and being a non-gambler.
ارزشهای خانواده شامل مسئولیت مالی و بودن یک غیر شرط بند بود.
a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
being a non-gambler
بودن کسی که بازیکن شرط بندی نیست
the non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
non-gamblers often
کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند اغلب
was a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست بود
non-gambler status
وضعیت کسی که بازیکن شرط بندی نیست
became a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست شد
identify as non-gamblers
خود را به عنوان کسانی که بازیکن شرط بندی نیستند شناسایی کنید
non-gambler profile
پروفایل کسی که بازیکن شرط بندی نیست
is a non-gambler
کسی که بازیکن شرط بندی نیست
he is a committed non-gambler and avoids casinos entirely.
او یک غیر شرط بند واقعی است و کاملاً از کازینوها پرهیز میکند.
as a responsible non-gambler, she encourages her children to stay away from betting.
به عنوان یک غیر شرط بند مسئول، او فرزندان خود را از شرط بندی دور میکشد.
the study focused on the behavioral differences between gamblers and non-gamblers.
این مطالعه بر روی تفاوتهای رفتاری بین شرط بندان و غیر شرط بندان متمرکز بود.
being a non-gambler doesn't mean he's boring; he enjoys other hobbies.
بودن یک غیر شرط بند به این معنی نیست که او خسته کننده باشد؛ او سایر سرگرمیها را دوست دارد.
she's a proud non-gambler and believes it's a waste of money.
او یک غیر شرط بند مفتخر است و معتقد است که این یک ضایعه مالی است.
many non-gamblers find the allure of casinos unsettling and stressful.
بسیاری از غیر شرط بندان جذب کازینوها را ناامید کننده و استرس زا مییابند.
the support group provides a safe space for recovering gamblers and non-gamblers alike.
گروه حمایتی فضای امنی را برای بازیگران شرط بندی و غیر شرط بندان درحال بهبود فراهم میکند.
he's a staunch non-gambler and actively campaigns against gambling expansion.
او یک غیر شرط بند ریخته گر است و فعالانه علیه گسترش شرط بندی مبارزه میکند.
the survey asked about gambling habits, including whether participants were non-gamblers.
این پرسشنامه درباره عادات شرط بندی پرسید، شامل اینکه آیا شرکت کنندگان غیر شرط بند هستند یا خیر.
she is a self-described non-gambler and prefers investing in the stock market.
او خود را یک غیر شرط بند مینامد و به جای شرط بندی، سرمایه گذاری در بازار سهام را ترجیح میدهد.
the family values included financial responsibility and being a non-gambler.
ارزشهای خانواده شامل مسئولیت مالی و بودن یک غیر شرط بند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید