non-overlapping sets
مجموعههای غیرمتشابه
non-overlapping intervals
فاصلههای غیرمتشابه
non-overlapping regions
منطقههای غیرمتشابه
non-overlapping schedule
برنامهریزی غیرمتشابه
non-overlapping tasks
وظایف غیرمتشابه
non-overlapping areas
منطقههای غیرمتشابه
the survey results showed non-overlapping customer segments.
نتایج پرسشنامه نشان داد که قطاعات مشتریان بدون تداخل هستند.
we need to ensure non-overlapping responsibilities within the team.
ما باید مطمئن شویم که مسئولیتها درون تیم بدون تداخل هستند.
the project phases were designed to be completely non-overlapping.
مراحل پروژه به گونهای طراحی شدند که به طور کامل بدون تداخل باشند.
the data sets were analyzed to identify non-overlapping trends.
مجموعههای دادهها تحلیل شدند تا روندهای بدون تداخل شناسایی شوند.
the marketing campaigns targeted non-overlapping demographics.
کمپینهای بازاریابی به دموگرافیهای بدون تداخل هدف قرار گرفتند.
the research findings revealed non-overlapping areas of expertise.
یافتههای تحقیق نشان داد که مناطق خاصیت بدون تداخل وجود دارد.
the training modules were structured with non-overlapping content.
مодولهای آموزشی با محتوای بدون تداخل ساخته شدند.
the legal agreements clearly defined non-overlapping jurisdictions.
قراردادهای قانونی به طور واضح حوزههای قضاوت بدون تداخل را تعریف کردند.
the company’s business units operate in non-overlapping markets.
واحدهای کسب و کار شرکت در بازارهای بدون تداخل فعالیت میکنند.
the software features provided non-overlapping functionality.
ویژگیهای نرمافزار عملکرد بدون تداخل را فراهم کردند.
the team’s skill sets were intentionally non-overlapping.
مجموعه مهارتهای تیم به طور قصدمدار بدون تداخل بود.
non-overlapping sets
مجموعههای غیرمتشابه
non-overlapping intervals
فاصلههای غیرمتشابه
non-overlapping regions
منطقههای غیرمتشابه
non-overlapping schedule
برنامهریزی غیرمتشابه
non-overlapping tasks
وظایف غیرمتشابه
non-overlapping areas
منطقههای غیرمتشابه
the survey results showed non-overlapping customer segments.
نتایج پرسشنامه نشان داد که قطاعات مشتریان بدون تداخل هستند.
we need to ensure non-overlapping responsibilities within the team.
ما باید مطمئن شویم که مسئولیتها درون تیم بدون تداخل هستند.
the project phases were designed to be completely non-overlapping.
مراحل پروژه به گونهای طراحی شدند که به طور کامل بدون تداخل باشند.
the data sets were analyzed to identify non-overlapping trends.
مجموعههای دادهها تحلیل شدند تا روندهای بدون تداخل شناسایی شوند.
the marketing campaigns targeted non-overlapping demographics.
کمپینهای بازاریابی به دموگرافیهای بدون تداخل هدف قرار گرفتند.
the research findings revealed non-overlapping areas of expertise.
یافتههای تحقیق نشان داد که مناطق خاصیت بدون تداخل وجود دارد.
the training modules were structured with non-overlapping content.
مодولهای آموزشی با محتوای بدون تداخل ساخته شدند.
the legal agreements clearly defined non-overlapping jurisdictions.
قراردادهای قانونی به طور واضح حوزههای قضاوت بدون تداخل را تعریف کردند.
the company’s business units operate in non-overlapping markets.
واحدهای کسب و کار شرکت در بازارهای بدون تداخل فعالیت میکنند.
the software features provided non-overlapping functionality.
ویژگیهای نرمافزار عملکرد بدون تداخل را فراهم کردند.
the team’s skill sets were intentionally non-overlapping.
مجموعه مهارتهای تیم به طور قصدمدار بدون تداخل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید