segregated

[ایالات متحده]/'seɡriɡeitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جدا، ایزوله؛ (به ویژه) عمل کردن به تفکیک نژادی.
Word Forms
قسمت سوم فعلsegregated

عبارات و ترکیب‌ها

segregated schools

مدارس جداگانه

جملات نمونه

The doctor segregated the child sick with scarlet fever.

پزشک کودک مبتلا به تب اسکارلت را جدا کرد.

They segregated the boys from the girls.

آنها پسران را از دختران جدا کردند.

handicapped people should not be segregated from the rest of society.

افراد دارای معلولیت نباید از بقیه جامعه جدا شوند.

blacks were segregated in churches, schools, and colleges.

افراد سیاه پوست در کلیساها، مدارس و کالج‌ها جدا شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید