non-pollinator species
گونههای غیرمیوهدهنده
a non-pollinator
یک گونه غیرمیوهدهنده
becoming non-pollinators
شدن به گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator effect
تاثیر گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator role
نقش گونههای غیرمیوهدهنده
acting as non-pollinators
عمل کردن به عنوان گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator plants
گیاهان غیرمیوهدهنده
were non-pollinators
گونههای غیرمیوهدهنده بودند
non-pollinator impact
تاثیر گونههای غیرمیوهدهنده
the non-pollinator
گونهی غیرمیوهدهنده
the study focused on non-pollinator plants in urban environments.
این مطالعه بر روی گیاهان غیرمیزبان در محیطهای شهری متمرکز بود.
we observed a significant number of non-pollinator species in the meadow.
ما یک تعداد معناداری از گونههای غیرمیزبان را در دشت مشاهده کردیم.
the non-pollinator flowers provided a valuable food source for birds.
گلهای غیرمیزبان به عنوان منبع غذایی ارزشمندی برای پرندگان فراهم کردند.
understanding non-pollinator plant ecology is crucial for conservation.
درک اکولوژی گیاهان غیرمیزبان برای حفظ محیط زیست ضروری است.
the landscape included a mix of pollinator and non-pollinator habitats.
این منظره شامل ترکیبی از محیطهای زیستی میزبان و غیرمیزبان بود.
we categorized plants as either pollinator-dependent or non-pollinator.
ما گیاهان را یا به عنوان وابسته به میزبان یا غیرمیزبان دستهبندی کردیم.
the non-pollinator shrubs thrived in the dry, rocky soil.
شُنهای غیرمیزبان در خاک خشک و سنگلاخی به خوبی رشد کردند.
the researchers investigated the role of non-pollinator insects.
پژوهشگران نقش حشرات غیرمیزبان را مورد بررسی قرار دادند.
many non-pollinator plants rely on wind or water for seed dispersal.
بسیاری از گیاهان غیرمیزبان به باد یا آب برای پراکندگی دانهها وابستهاند.
the project aimed to identify non-pollinator plant communities.
این پروژه به هدف شناسایی جامعههای گیاهی غیرمیزبان بود.
we compared the growth rates of pollinator and non-pollinator species.
ما نرخ رشد گونههای میزبان و غیرمیزبان را با یکدیگر مقایسه کردیم.
non-pollinator species
گونههای غیرمیوهدهنده
a non-pollinator
یک گونه غیرمیوهدهنده
becoming non-pollinators
شدن به گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator effect
تاثیر گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator role
نقش گونههای غیرمیوهدهنده
acting as non-pollinators
عمل کردن به عنوان گونههای غیرمیوهدهنده
non-pollinator plants
گیاهان غیرمیوهدهنده
were non-pollinators
گونههای غیرمیوهدهنده بودند
non-pollinator impact
تاثیر گونههای غیرمیوهدهنده
the non-pollinator
گونهی غیرمیوهدهنده
the study focused on non-pollinator plants in urban environments.
این مطالعه بر روی گیاهان غیرمیزبان در محیطهای شهری متمرکز بود.
we observed a significant number of non-pollinator species in the meadow.
ما یک تعداد معناداری از گونههای غیرمیزبان را در دشت مشاهده کردیم.
the non-pollinator flowers provided a valuable food source for birds.
گلهای غیرمیزبان به عنوان منبع غذایی ارزشمندی برای پرندگان فراهم کردند.
understanding non-pollinator plant ecology is crucial for conservation.
درک اکولوژی گیاهان غیرمیزبان برای حفظ محیط زیست ضروری است.
the landscape included a mix of pollinator and non-pollinator habitats.
این منظره شامل ترکیبی از محیطهای زیستی میزبان و غیرمیزبان بود.
we categorized plants as either pollinator-dependent or non-pollinator.
ما گیاهان را یا به عنوان وابسته به میزبان یا غیرمیزبان دستهبندی کردیم.
the non-pollinator shrubs thrived in the dry, rocky soil.
شُنهای غیرمیزبان در خاک خشک و سنگلاخی به خوبی رشد کردند.
the researchers investigated the role of non-pollinator insects.
پژوهشگران نقش حشرات غیرمیزبان را مورد بررسی قرار دادند.
many non-pollinator plants rely on wind or water for seed dispersal.
بسیاری از گیاهان غیرمیزبان به باد یا آب برای پراکندگی دانهها وابستهاند.
the project aimed to identify non-pollinator plant communities.
این پروژه به هدف شناسایی جامعههای گیاهی غیرمیزبان بود.
we compared the growth rates of pollinator and non-pollinator species.
ما نرخ رشد گونههای میزبان و غیرمیزبان را با یکدیگر مقایسه کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید