non-weekend days
روزهای غیر از روزهای آخر هفته
a non-weekend
یک روز غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend hours
ساعتهای غیر از روزهای آخر هفته
during non-weekend
در طول روزهای غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend shift
شیفت غیر از روزهای آخر هفته
working non-weekend
کار کردن در روزهای غیر از روزهای آخر هفته
the non-weekend
روز غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend rate
نرخ روزهای غیر از روزهای آخر هفته
avoid non-weekend
پرهیز از روزهای غیر از روزهای آخر هفته
scheduled non-weekend
روزهای غیر از روزهای آخر هفته برنامهریزی شده
we often have team meetings on non-weekend days to maximize productivity.
ما معمولاً جلسات گروهی را در روزهای غیر انتهای هفته برگزار میکنیم تا بهرهوری را بیشینیم.
the non-weekend rush hour is often just as bad as the weekend one.
ساعت حوالی روزهای غیر انتهای هفته معمولاً بههمخوردهای مشابه ساعت حوالی انتهای هفته دارد.
many employees prefer non-weekend shifts for better work-life balance.
بیشتر کارمندان میخواهند کارهای خود را در روزهای غیر انتهای هفته انجام دهند تا تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشند.
the project deadline is fast approaching on a non-weekend.
مهلت پروژه به سرعت در روز غیر انتهای هفته نزدیک میشود.
retail sales tend to be lower on non-weekend days compared to saturdays and sundays.
فروش تجاری در روزهای غیر انتهای هفته نسبت به جمعه و شنبه معمولاً کمتر است.
we scheduled the training session for a non-weekend to avoid disrupting weekend plans.
ما جلسه آموزشی را در یک روز غیر انتهای هفته برنامهریزی کردیم تا برنامههای انتهای هفته را به هم نزنیم.
the restaurant offers a special lunch menu on non-weekend afternoons.
رستوران در بعدازظهر روزهای غیر انتهای هفته یک منو ویژه ناهار ارائه میدهد.
the construction crew will be working on the road on a non-weekend.
تیم ساخت در یک روز غیر انتهای هفته روی جاده کار خواهد کرد.
it's nice to have a break from the weekend routine on a non-weekend.
خوب است که از روال انتهای هفته در یک روز غیر انتهای هفته استراحت کنیم.
the museum is open on non-weekend evenings for special exhibits.
موزه در شبهای روزهای غیر انتهای هفته برای نمایشهای ویژه باز است.
we planned a quick business trip on a non-weekend to avoid weekend travel costs.
ما یک سفر کوتاه کسب و کار را در یک روز غیر انتهای هفته برنامهریزی کردیم تا هزینههای سفر در انتهای هفته را جلوگیری کنیم.
non-weekend days
روزهای غیر از روزهای آخر هفته
a non-weekend
یک روز غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend hours
ساعتهای غیر از روزهای آخر هفته
during non-weekend
در طول روزهای غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend shift
شیفت غیر از روزهای آخر هفته
working non-weekend
کار کردن در روزهای غیر از روزهای آخر هفته
the non-weekend
روز غیر از روزهای آخر هفته
non-weekend rate
نرخ روزهای غیر از روزهای آخر هفته
avoid non-weekend
پرهیز از روزهای غیر از روزهای آخر هفته
scheduled non-weekend
روزهای غیر از روزهای آخر هفته برنامهریزی شده
we often have team meetings on non-weekend days to maximize productivity.
ما معمولاً جلسات گروهی را در روزهای غیر انتهای هفته برگزار میکنیم تا بهرهوری را بیشینیم.
the non-weekend rush hour is often just as bad as the weekend one.
ساعت حوالی روزهای غیر انتهای هفته معمولاً بههمخوردهای مشابه ساعت حوالی انتهای هفته دارد.
many employees prefer non-weekend shifts for better work-life balance.
بیشتر کارمندان میخواهند کارهای خود را در روزهای غیر انتهای هفته انجام دهند تا تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشند.
the project deadline is fast approaching on a non-weekend.
مهلت پروژه به سرعت در روز غیر انتهای هفته نزدیک میشود.
retail sales tend to be lower on non-weekend days compared to saturdays and sundays.
فروش تجاری در روزهای غیر انتهای هفته نسبت به جمعه و شنبه معمولاً کمتر است.
we scheduled the training session for a non-weekend to avoid disrupting weekend plans.
ما جلسه آموزشی را در یک روز غیر انتهای هفته برنامهریزی کردیم تا برنامههای انتهای هفته را به هم نزنیم.
the restaurant offers a special lunch menu on non-weekend afternoons.
رستوران در بعدازظهر روزهای غیر انتهای هفته یک منو ویژه ناهار ارائه میدهد.
the construction crew will be working on the road on a non-weekend.
تیم ساخت در یک روز غیر انتهای هفته روی جاده کار خواهد کرد.
it's nice to have a break from the weekend routine on a non-weekend.
خوب است که از روال انتهای هفته در یک روز غیر انتهای هفته استراحت کنیم.
the museum is open on non-weekend evenings for special exhibits.
موزه در شبهای روزهای غیر انتهای هفته برای نمایشهای ویژه باز است.
we planned a quick business trip on a non-weekend to avoid weekend travel costs.
ما یک سفر کوتاه کسب و کار را در یک روز غیر انتهای هفته برنامهریزی کردیم تا هزینههای سفر در انتهای هفته را جلوگیری کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید