nonaxial

[ایالات متحده]/nɒnˈæksiəl/
[بریتانیا]/nɑːnˈæksiəl/

ترجمه

adj. غیر مرتبط با یا واقع در امتداد یک محور

عبارات و ترکیب‌ها

nonaxial motion

حرکت غیرمحوری

nonaxial rotation

چرخش غیرمحوری

nonaxial load

بار غیرمحوری

nonaxial stress

اعوجاج غیرمحوری

nonaxial design

طراحی غیرمحوری

nonaxial alignment

تراز غیرمحوری

nonaxial constraint

محدودیت غیرمحوری

nonaxial behavior

رفتار غیرمحوری

nonaxial coupling

کوپلینگ غیرمحوری

nonaxial component

قطعه غیرمحوری

جملات نمونه

the nonaxial design of the machine allows for greater flexibility.

طراحی غیرمحوری دستگاه این امکان را فراهم می‌کند که انعطاف‌پذیری بیشتری وجود داشته باشد.

nonaxial forces can impact the stability of the structure.

نیروهای غیرمحوری می‌توانند بر ثبات سازه تأثیر بگذارند.

researchers are studying nonaxial motion in robotic arms.

محققان در حال مطالعه حرکت غیرمحوری در بازوهای رباتیک هستند.

the nonaxial approach offers new insights into the problem.

رویکرد غیرمحوری بینش‌های جدیدی در مورد مسئله ارائه می‌دهد.

nonaxial loading conditions were tested in the experiment.

شرایط بارگذاری غیرمحوری در آزمایش مورد آزمایش قرار گرفتند.

understanding nonaxial interactions is crucial for this project.

درک تعاملات غیرمحوری برای این پروژه بسیار مهم است.

the nonaxial configuration enhances the system's performance.

پیکربندی غیرمحوری عملکرد سیستم را بهبود می‌بخشد.

nonaxial movements can lead to unexpected results in simulations.

حرکات غیرمحوری می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره در شبیه‌سازی‌ها شوند.

they developed a nonaxial model to predict the behavior of the material.

آنها یک مدل غیرمحوری برای پیش‌بینی رفتار ماده توسعه دادند.

nonaxial dynamics play a significant role in fluid mechanics.

پویایی غیرمحوری نقش مهمی در مکانیک سیالات ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید