nonchronological

[ایالات متحده]/ˌnɒnˌkrɒnəˈlɒdʒɪkəl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˌkrɑːnəˈlɑːdʒɪkəl/

ترجمه

adj. ناچRONولوژیک (زمان)؛ غیرمرتبط با زمان؛ غیرمبنی بر زمان

عبارات و ترکیب‌ها

nonchronological order

ترتیب غیرمتوالی

nonchronological narrative

داستان‌گویی غیرمتوالی

nonchronological timeline

چرخه زمانی غیرمتوالی

nonchronological structure

ساختار غیرمتوالی

nonchronological sequence

تسلسل غیرمتوالی

nonchronological scenes

صحنه‌های غیرمتوالی

nonchronological chapters

فصول غیرمتوالی

nonchronological storytelling

داستان‌گویی غیرمتوالی

nonchronological flashbacks

بازگشت‌های غیرمتوالی

nonchronological editing

ویرایش غیرمتوالی

جملات نمونه

the documentary uses nonchronological order to build suspense.

مستند ویژه از ترتیب غیر تاریخی برای ایجاد تعلیق استفاده می کند.

her memoir follows a nonchronological structure, moving between childhood and adulthood.

خاطرات او بر اساس یک ساختار غیر تاریخی است و بین کودکی و بزرگسالی حرکت می کند.

the novel’s nonchronological narrative reveals key motives late in the story.

داستان غیر تاریخی رمان در پایان داستان عوامل کلیدی را آشکار می کند.

the editor suggested a nonchronological sequence for the opening scenes.

ویراستار یک توالی غیر تاریخی برای صحنه های افتتاحی پیشنهاد داد.

the film employs nonchronological storytelling to mirror fragmented memory.

فیلم از داستان روایی غیر تاریخی برای نمایش یادگیری شکسته استفاده می کند.

our presentation uses a nonchronological approach, starting with the conclusion.

ارائه ما از رویکرد غیر تاریخی استفاده می کند و با نتیجه شروع می شود.

the teacher assigned a nonchronological timeline to compare causes and effects.

معلم یک خط زمان غیر تاریخی برای مقایسه علل و پیامدها تخصیص داد.

his podcast episode had a nonchronological flow, jumping across decades.

ایپیزود پادکست او یک جریان غیر تاریخی داشت و بین دهه ها پرش می کرد.

the writer chose a nonchronological outline to highlight recurring themes.

نویسنده یک خلاصه غیر تاریخی انتخاب کرد تا موضوعات تکراری را تاکید کند.

the biography takes a nonchronological format, beginning with the final years.

بیوگرافی از یک قالب غیر تاریخی استفاده می کند و با سالهای آخر شروع می شود.

the game’s campaign tells a nonchronological story through scattered flashbacks.

کمپین بازی داستانی غیر تاریخی را از طریق بازخوردهای پراکنده روایت می کند.

the report presents evidence in a nonchronological arrangement to emphasize patterns.

گزارش شواهد را در یک ساختار غیر تاریخی ارائه می دهد تا الگوها را تاکید کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید