noncloying

[ایالات متحده]/nɒnˈklɔɪɪŋ/
[بریتانیا]/nɑːnˈklɔɪɪŋ/

ترجمه

adj. نمایانگر چیزی که بسیار شیرین یا غنی نیست؛ لذت‌بخش بدون اینکه بیش از حد باشد؛ نمایانگر چیزی که خسته‌کننده نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

noncloying charm

جذابیتی غیر نمک‌کننده

refreshingly noncloying

به‌طور تازگی غیر نمک‌کننده

noncloying sweetness

شیرینی‌گی غیر نمک‌کننده

delightfully noncloying

به‌طور خوش‌این‌گی غیر نمک‌کننده

noncloying flavor

طعم غیر نمک‌کننده

surprisingly noncloying

به‌طور شگفت‌آور غیر نمک‌کننده

noncloying taste

طعم غیر نمک‌کننده

pleasantly noncloying

به‌طور لذت‌بخش غیر نمک‌کننده

noncloying aroma

بوی غیر نمک‌کننده

comfortably noncloying

به‌طور راحت غیر نمک‌کننده

جملات نمونه

the dessert has a noncloying sweetness that allows you to enjoy it without feeling overwhelmed.

تست می‌کنیم که این دسر یک شیرینی بی‌شیرین است که به شما اجازه می‌دهد آن را لذت ببرید بدون اینکه احساس فشار بگیرید.

her noncloying charm made her popular with everyone she met.

جذابیت بی‌شیرین او باعث شد که با هر کسی که ملاقات می‌کرد محبوب شود.

the perfume has a noncloying scent that lingers pleasantly throughout the day.

این عطر یک عطر بی‌شیرین دارد که طول روز به طور لذت‌بخشی باقی می‌ماند.

the movie features noncloying humor that appeals to audiences of all ages.

این فیلم با هیکوی بی‌شیرینی که به تمام سنین مخاطبین جذب می‌کند.

his noncloying wit made the conversation enjoyable for everyone present.

خرد بی‌شیرین او باعث شد که گفت‌وگو برای همه حاضر لذت‌بخش باشد.

the tea has a noncloying flavor that pairs perfectly with the afternoon snacks.

این چای یک طعم بی‌شیرین دارد که به طور کامل با ناهار بعد از ظهر هماهنگ می‌شود.

the artist maintains a noncloying style that doesn't feel pretentious or overbearing.

هنرمند یک سبک بی‌شیرین را حفظ می‌کند که احساس تصنع یا فشار نمی‌دهد.

the restaurant offers dishes with noncloying spices that enhance rather than overwhelm the flavors.

این رستوران غذاهایی را ارائه می‌دهد که از فلفل‌های بی‌شیرین استفاده می‌کنند که طعم را تقویت می‌کنند به جای آن را فشار می‌دهند.

her noncloying personality made her easy to work with on the project.

شخصیت بی‌شیرین او باعث شد که با همکاری در پروژه ساده باشد.

the garden features a noncloying fragrance from the lavender and roses.

این باغ با عطر بی‌شیرینی از گیلاس و گل‌های گل‌گیروی خود ویژگی دارد.

the author uses noncloying prose that keeps readers engaged without being saccharine.

نویسنده از پرده‌های بی‌شیرین استفاده می‌کند که خوانندگان را مشغول نگه می‌دارد بدون اینکه شیرین باشد.

the music has a noncloying melody that stays in your memory without becoming annoying.

این موسیقی یک ملودی بی‌شیرین دارد که در حافظه شما باقی می‌ماند بدون اینکه مزاحم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید